تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
پيامبر شترى در اختيار او گذاشت و او خود را به دسته‌هاى قريش رسانيد و مأموريت خود را انجام داد ، ولى بر خلاف انتظار و بر خلاف رسوم ملل جهان كه سفير از هر نظر مصونيت دارد ، شتر وى را پى كرده و نزديك بود او را بكشند . امّا بوساطت تيراندازان عرب او را از مرگ نجات داد . اين كار ناجوانمردانه ثابت كرد كه قريش نمىخواهند از در صلح و صفا وارد شوند و در صدد روشن كردن آتش جنگ‌اند . چيزى از اين حادثه نگذشته بود كه پنجاه نفر از جوانان كارآزمودهء قريش مأموريت يافتند كه در اطراف منطقه سربازان اسلام به گردش بپردازند و در صورت امكان ، اموالى را غارت كرده و تنى چند را اسير كنند ، ولى اين ترفند نقش بر آب شد ، نه تنها كارى نتوانستند انجام دهند ، بلكه همگى دست‌گير شده و به حضور پيامبر آورده شدند . با اينكه آنان به مسلمانان تير و سنگ پرتاب كرده بودند ، ولى پيامبر فرمود : همه آن‌ها را آزاد كنيد و بار ديگر روح صلح‌جويى خود را ثابت كرد و تفهيم كرد كه هرگز فكر نبرد در سر ندارد . « 1 »

پيامبر نمايندهء ديگرى اعزام مىكند .

با اين همه ، باز پيامبر گرامى از صلح و مسالمت نوميد نگشته بود و جدا مىخواست مشكل را از راه مذاكره و دگرگون ساختن افكار سران قريش حل كند . اين بار ناچار شد كسى را به نمايندگى انتخاب كند دست وى به خون قريش آلوده نشده باشد . بنابراين ، على و زبير و ساير قهرمانان اسلام كه با ابطال عرب و قريش دست و پنجه نرم كرده و گروهى از آنان را كشته بودند ، براى نمايندگى صلاحيت نداشتند سرانجام حضرت عمر فرزند خطاب را براى انجام اين مأموريت انتخاب كرد ، زيرا تا آن روز حتى قطره‌اى خون از مشركان نريخته بود وى از پذيرفتن اين مأموريت پوزش طلبيد و گفت : من از قريش بر جانم مىترسم و از فاميل من كسى در مكه نيست كه از من حمايت كند ، ولى من شما را به شخص ديگرى هدايت مىكنم كه توان
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 278 .