تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨

خيانت ابو لبابه

يهوديان بنى قريظه ، پس از محاصره قلعه از پيامبر درخواست كردند كه « ابو لبابهء » اوسى را بفرستد تا با او به مشورت بپردازند « ابو لبابه » سابقا با « بنى قريظه » پيمان دوستى داشت . وقتى وى وارد دژ شد ، زنان و مردان يهود گرد وى جمع شده ، گريه و شيون آغاز كردند و گفتند : آيا صلاح است كه ما بدون قيد و شرط تسليم شويم ؟ ابو لبابه گفت : بلى ، ولى با دست به گلو اشاره كرد ؛ يعنى اگر تسليم شويد ، كشته خواهيد شد . وى مىدانست كه پيامبر گرامى با موجوديت اين دسته كه خطرناك‌ترين جمعيت براى آيين توحيدند ، موافقت نخواهد كرد . او از اينكه به مصالح عالى اسلام و مسلمانان خيانت ورزيد و اسرارشان را فاش ساخت ، سخت پشيمان شد . با بدنى لرزان و چهره‌اى پريده ، از دژ آن‌ها بيرون آمد و يك‌سره به مسجد رفت و خود را به يكى از ستون‌هاى مسجد بست و با خدا پيمان بست كه اگر خداوند از تقصير وى نگذرد ، تا پايان عمر به همين حالت به سر برد . مفسران مىگويند : اين آيه دربارهء خيانت ابو لبابه نازل شد : اى افراد با ايمان هرگز از روى علم ، به خدا و رسول وى و امانت‌هايى كه در اختيار شما قرار گرفته است خيانت مورزيد . « 1 » وقتى اين خبر به پيامبر گرامى رسيد ، فرمود : اگر قبل از اين عمل پيش من مىآمد ، برايش از خداوند طلب آمرزش مىكردم و خداوند نيز او را مىبخشيد ، ولى اكنون بايد بماند تا مغفرت خدا شامل حالش شود . همسر وى در اوقات نماز مىآمد ، گره طنابى را كه با آن خود را به ستون بسته بود باز مىكرد و پس از انجام فريضه بار ديگر او را به ستون مسجد مىبست . شش روز گذشت ، سحرگاهان كه پيامبر مهمان « ام سلمه » بود ، پيك وحى فرود آمد
هامش
( 1 ) .يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ« انفال ( 8 ) آيه 27 .