شنبه دست به هيچ كارى نمىزنند . بنابراين ، ما از غفلت آنها استفاده كنيم و شبانه حمله ببريم .
شورا هر سه پيشنهاد را رد كرد و گفت : ما هرگز دست از آيين خود و تورات برنمىداريم و زندگى براى ما پس از زنان و كودكان خود لذتبخش نيست . طرح سوم نيز از نظر عقايد مذهبى قابل اجرا نيست ، زيرا ممكن است گرفتار خشم الهى شويم ، هم چنان كه اقوام قبل از ما بر اثر عدم مراعات حقوق و احترام شنبه دچار قهر خداوند شدند . « 1 »
براى شناسايى روحيهء اعضاى شورا ، گفتوگوهاى آنان بهترين راهنماى ما است .
رد طرح نخست ، حكايت از آن دارد كه آنان يك جمعيت لجوج و معاند بودند ، زيرا اگر به راستى - چنان كه رهبر آنان گفت - از نبوت پيامبر آگاه بودند ، ايستادگى در برابر او معنايى جز لجاجت نخواهد داشت . طرح دوم و گفتوگويى كه دربارهء آن انجام گرفت ، شاهد روشنى است كه اين طايفه مردم سنگدلى بودهاند ، زيرا كشتن كودكان و زنان معصوم و بىگناه ، بدون قساوت شديد ، امكانپذير نيست . قابل توجه اينكه ، شورا اين طرح را بدين دليل رد كرد كه زندگى پس از آنها براى ما لذتبخش نخواهد بود . هيچ كس نگفت كه اين بىچارهها چه گناهى مرتكب شدهاند كه ما آنها را ذبح كنيم و اگر محمد بر آنان مسلط شود ، هرگز آنها را نمىكشد و ما پدران مهربان چگونه دست به چنين كارى بزنيم !
طرح سوم حاكى است كه آنان قدرت معنوى و آشنايى پيامبر را به فنون نظامى و قوانين دفاعى ، درست ارزيابى نكرده بودند و تصور مىكردند كه رهبر بزرگ اسلام ، در شب و روز شنبه احتياط را رعايت نمىكند ؛ آن هم دربارهء دشمنى مثل يهود كه به حيله و نيرنگ معروف است .
بررسى واقعهء احزاب ثابت مىكند كه افراد خردمند در ميان اين دسته ، بسيار كم
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 235 .