مطلب را در صدر اسلام تكذيب نكرده است . اگر گفتهء قرآن بر خلاف حقيقت بود ، بىدرنگ يهوديان و نصارى و منافقان ، به انتقاد برخاسته و جنجالى به راه مىانداختند ، در صورتى كه چنين جريانى از دشمنانش ، كه پيوسته در كمين وى بودند ، شنيده نشد .
2 . زينب همان بانويى است كه پيش از ازدواج با « زيد » به پيامبر گرامى پيشنهاد كرد كه همسر وى شود ، ولى پيامبر على رغم خواسته وى اصرار ورزيد كه با غلام او ( زيد ) ازدواج كند . اگر پيامبر به چنين كارى علاقه داشت ، در آن روز كوچكترين مانعى بر سر راه وى نبود ، پس چرا به اين عمل رضايت نداد ؟ با اين حال ، مىبينيم كه او با كمال تمايلى كه در زينب احساس مىكرد ، نه تنها پاسخ مثبت به او نگفت ، بلكه او را وادار كرد كه با ديگرى ازدواج كند .
با تكذيب متن تاريخ ، ديگر ميدانى براى پيرايههاى سربازان علمى استعمار باقى نمىماند . ما صفحههاى تاريخ پيامبر را منزه و بالاتر از آن مىدانيم كه كلمههاى زنندهء اين گروه را نقل كنيم ، پيامبرى كه تا پنجاه سالگى با زنى كه هيجده سال از او بزرگتر بود ، به سر برده است .
توضيح دو جمله
در اينجا براى تكميل بحث ، آيهاى را مىآوريم كه در اين مورد نازل شده و دو جملهء آن باعث ترديد برخى از افراد كم اطلاع گرديده است .
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ
« 1 » ؛ به ياد آر زمانى را كه به غلام خود زيد كه مورد انعام خدا و تو بود ، مىگفتى همسرت را نگاهدار و طلاق مده و از خشم خداوند بپرهيز .
اين قسمت كوچكترين ابهامى ندارد ، آنچه نياز به توضيح دارد ، دو جمله زير است :
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيه 37 .