ابن هشام ، « 1 » شش شبانه روز و بنا به نقل برخى ديگر پانزده روز قلعه آنها را محاصره كرد ، ولى يهوديان بر استقامت و پايدارى خود افزودند . پيامبر دستور داد ، نخلهاى اطراف قلعه را ببرند ، تا يهوديان يك باره دندان طمع از اين سرزمين بكنند .
در اين لحظه داد يهوديان از داخل قلعه بلند شد و همگى گفتند : اى ابو القاسم ( كنايه از پيامبر ) تو هميشه سربازان خود را از قطع اشجار نهى مىكردى ، اين بار چرا دست به چنين كارى مىزنيد ؟ !
سرانجام جهودان تن به قضا دادند و گفتند : ما حاضريم جلاى وطن كنيم ، مشروط بر اينكه اموال منقول خود را از اين سرزمين ببريم . پيامبر اكرم موافقت كرد كه آنان غير از سلاح ، آنچه از اموال دارند با خود ببرند .
يهود آزمند در نقل اموال خود حد اكثر كوشش را كردند ، حتى درهاى خانهها را با چهارچوبه از جايش كنده ، براى حمل آماده مىكردند و باقيماندهء خانهها را با دست خود ويران مىكردند : گروهى از آنها عازم خيبر و دستهاى ديگر روانه شام شدند و دو نفر از آنها نيز اسلام آوردند .
ملت زبون و بىچاره براى جبران شكست با زدن دف و خواندن سرود ، مدينه را ترك گفتند و شكست خود را از اين طريق جبران كردند و خواستند برسانند كه ما از ترك اين ديار چندان ملول و آزرده نيستيم .
مزارع بنى النضير ميان مهاجران تقسيم مىشود
غنيمتى كه سربازان اسلام بدون جنگ و نبرد به چنگ مىآورند ، به حكم قرآن « 2 » متعلق به شخص پيامبر است و او هرگونه صلاح بداند در مصالح اسلام صرف مىكند . حضرت مصلحت ديد اين مزارع و آبها و باغها را ميان مهاجران قسمت كند ، زيرا دست آنها از ثروت دنيا به علت مهاجرت از مكه كوتاه بود ، و در حقيقت
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 191 .
( 2 ) . حشر ( 59 ) آيه 6 .