شمشير را بالاى سر خود ديد ، سخت ناله كرد . ناگهان ديدم او « هند » زن ابو سفيان است و من شمشير پيامبر را پاكتر از آن ديدم كه بر فرق زنى مانند « هند » بزنم . « 1 »
نبرد آغاز مىشود
ابو عامر كه از فراريان مدينه بود ، جنگ را آغاز كرد . وى از قبيلهء « اوس » بود كه بر اثر مخالفت با اسلام از مدينه به مكه پناهنده شده بود و پانزده نفر از اوسيان نيز با او همراه بودند . او تصور مىكرد اگر « اوسيان » او را ببينند ، دست از يارى پيامبر برمىدارند ؛ از اين رو ، در اين راه پيشقدم شد ، ولى وقتى با مسلمانان رو به رو شد ، با طعن و بدگويى ايشان مواجه شد و پس از جنگ مختصرى از جبهه دورى گزيد . « 2 »
رشادت چند سرباز در نبرد احد ، ميان تاريخنويسان مشهور بوده و در ميان آنان فداكاريهاى على عليه السّلام بيشتر شايسته تقدير است . ابن عباس مىگويد : در تمام نبردها على پرچمدار مسلمانان بود و پيوسته آنان را از افراد ورزيده و با استقامت انتخاب مىكردند ؛ در نبرد احد پرچم مهاجران در دست على بود و به نقل بسيارى از مورخان پس از كشته شدن « مصعب بن عمير » كه پرچمدار مسلمانان بود ، پيامبر پرچم را به على داد . علت اينكه نخست « مصعب » حامل پرچم بود ، شايد اين بوده كه وى از قبيلهء بنى عبد الدار بود و پرچمداران قريش نيز از اين قبيله بودند . « 3 »
« طلحة بن ابى طلحه » كه او را « كبش الكتيبه » « 4 » مىگفتند ؛ نعرهكشان وارد ميدان شد و فرياد كشيد و گفت : ياران محمد ! شما مىگوييد كه كشتگان ما در دوزخند ، ولى كشتگان شما در بهشت ، آيا با اين وضع كسى هست كه من او را به بهشت روانه كنم و يا او مرا به دوزخ ؟ صداى او در ميدان طنينانداز بود ، على عليه السّلام پيش رفت و پس از زد و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 68 - 69 .
( 2 ) . همان ، ص 12 .
( 3 ) . شيخ مفيد ، الارشاد ، ص 43 .
( 4 ) . مرد شماره يك پيشقراولان لشكر .