تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
پيامبر اسلام دستور داد كشته‌هاى مشركان را در چاهى بريزند . وقتى اجساد آنان در ميان چاه قرار گرفت ، پيامبر گرامى آنان را يك يك به نام صدا زد و گفت : عتبه ، شيبه ، اميّه ، ابو جهل و . . . آيا آنچه را كه پروردگار شما وعده داده بود ، حق و پابرجا يافتيد ؟ من آنچه را كه پروردگارم وعده داده بود حق و حقيقت يافتم . در اين موقع ، گروهى از مسلمانان به پيامبر گفتند : آيا كسانى را كه مرده‌اند صدا مىزنيد ؟ پيامبر فرمود : شما از آنان شنواتر نيستيد آنان قدرت بر جواب ندارند . ابن هشام مىگويد پيامبر در آن لحظه با آنان نيز چنين سخن گفت : چه بستگان بدى براى پيامبر بوديد . مرا تكذيب كرديد و ديگران تصديق نمودند . مرا از زادگاهم بيرون كرديد ، مردم ديگر مرا جا دادند . با من به جنگ برخاستيد و ديگران مرا يارى كردند . آيا آنچه را كه پروردگار وعده كرده بود حق و پابرجا يافتيد ؟

شعر به مطلب رنگ ابديت مىدهد

اين مطلب از نظر تاريخ وحدت اسلامى مسلم است . محدثان ، مورخان ، شيعه و سنى همگى آن را نقل كرده‌اند . حسان بن ثابت ، شاعر عصر رسالت در بيشتر وقايع اسلامى شعر مىگفت . او از طريق بيان شعر به اسلام و مسلمانان كمك مىكرد . خوش تيره‌بختانه ديوان وى چاپ شده است . او دربارهء واقعه بدر ، قصيده‌اى دارد و در ضمن آن به اين حقيقت اشاره مىكند و مىگويد :
يناديهم رسول اللّه لمّا * قذفناهم كباب في القليب
أ لم تجدوا كلامي كان حقّا * و أمر اللّه يأخذ بالقلوب
فما نطقوا و لو نطقوا لقالوا * صدقت و كنت ذا رأى مصيب
هنگامى كه آنان را دسته جمعى در چاه ريختيم ، پيامبر به آنان گفت : آيا كلام مرا حق نيافتيد و فرمان خدا قلب‌ها و دل‌ها را مىگيرد .