جنبهء رسمى به خود نگرفته بود ، ولى در زمان خليفه دوم بر اثر گسترش مناسبات رسمى شد .
يادآورى دو نكته
1 . در ميان طرحهاى مختلفى كه ياران پيامبر به خليفه دوم دادند ، نامى از تاريخ مسيحى كه مبدأ تاريخ را ميلاد حضرت مسيح عليه السّلام قرار مىدهد ، به ميان نيامده و نكته اين است كه تاريخ ميلاد در قرن چهارم اسلامى ، با يك رشته محاسبات تقريبى در ميان مسيحيان رسميت پيدا كرد و پيش از آن ، تاريخ رايجى نبود .
2 . امروزه كشورهاى اسلامى ، بيش از هر زمان به وحدت و يگانگى نياز دارند و يكى از مظاهر وحدت كوشش بر حفظ تاريخ اسلامى است . از اينرو ، بايد كشورهاى اسلامى مبناى كار خود را در تمام مناسبتها بر اساس تاريخ هجرى ، اعم از شمسى و قمرى قرار دهند و از اين طريق پايههاى وحدت و اتحاد را استوارتر سازند . اين كار به يك كنگره بزرگ اسلامى نياز دارد كه در آن تمام شخصيتهاى بزرگ اسلامى براى توحيد تاريخ ، دور هم گرد آيند و خود را از غربگرايى در تاريخ برهانند .
بسيار جاى تأسف است كه بسيارى از كشورهاى اسلامى و عربى ، از تاريخ هجرى چشم پوشيده و تاريخ ميلادى را مبناى كارهاى خود قرار دادهاند . حتى شيخ دانشگاه معروف « الازهر » كه در رأس روحانيت جامعه اهل تسنن قرار دارد ، نامههاى خود را با ميلادى تاريخ مىگذارد و لااقل ، در كنار آن نامى از تاريخ هجرى نمىبرد . « 1 »
توطئه طاغوت
كشور ايران ، يكى از كشورهاى اسلامى بود كه تاريخ هجرى را به دقت حفظ كرده
هامش
( 1 ) . خود اين جانب نامهء شيخ اسبق ازهر را به نام شيخ « محمود عبد الحليم » ديدم كه مورخ به تاريخ ميلادى بود .