شده است ؛ تاريخ آن را مربوط به سال شانزدهم يا هفده هجرت مىدانند ؛ در صورتى كه اين نامه چهار سال پيش از آن تنظيم شده و به تاريخ هجرى مورخ است .
4 . تاريخ صلح نامهاى كه امام على عليه السّلام به املاى پيامبر براى مسيحيان نجران نوشته است ؛ مورّخ به سال پنجم هجرى است . در نامه چنين آمده است :
و أمر عليّا أن يكتب فيه أنّه كتب لخمس من الهجرة ؛ به على دستور داد كه در آن بنويسد ، اين صلحنامه در سال پنجم هجرت نوشته شده است . « 1 »
اين جمله به روشنى مىرساند كه پايهگذار تاريخ هجرى ، خود پيامبر است و او بود كه به على عليه السّلام دستور داد كه ذيل نامه را با تاريخ هجرى تاريخگذارى كند .
5 . در آغاز صحيفهء سجّاديه آمده است : جبرئيل در ضمن تعبير خواب پيامبر چنين گفت : آسياى اسلام از زمان هجرت تو تا ده سال مىچرخد ، آنگاه از گردش بازمىماند . بار ديگر در رأس سال 35 ، از زمان هجرت پنج سال ديگر به گردش در مىآيد ، آنگاه آسياب ضلالت به محور خود مىچرخد . « 2 »
6 . محدثان اسلامى نقل كردهاند كه پيامبر به « ام سلمه » گفت : فرزندم حسين در شصتمين سال از هجرت من كشته مىشود . « 3 »
7 . « انس » مىگويد : ياران پيامبر به ما خبر دادند كه آن حضرت فرمود : صد سال از هجرت من مىگذرد كه چشمهايى از شما بسته مىشود . « 4 »
8 . ياران رسول خدا ، حوادث اسلامى را در زمان وى با هجرت آن حضرت سنجيده و به جاى اينكه بگويند فلان حادثه در فلان سال رخ داد ، مىگفتند : در چندمين ماه از هجرت او رخ داد ؛ مثلا مىگفتند :
تحويل قبله از مسجد الاقصى به كعبه در ماه شعبان در شانزدهمين يا هفدهمين يا
هامش
( 1 ) . التراتيب الاداريه ، ج 2 ، ص 181 نقل از المشايخ سيوطى .
( 2 ) . صحيفه سجاديه ، ص 15 و سفينة البحار ، ج 2 ، ص 641 .
( 3 ) . مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 190 .
( 4 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 367 .