« اوس » بودند ، حضور پيامبر معرفى شدند كه نام و خصوصيات آنها در تاريخ مضبوط است . در اين محضر ، مراسم بيعت پايان پذيرفت و رسول گرامى قول داد كه در موقع مناسبى مكّه را ترك گويد و به سوى مدينه بيايد ؛ سپس جمعيت متفرق شدند . « 1 »
اوضاع مسلمانان پس از پيمان عقبه
اكنون اين پرسش به ميان مىآيد كه علت چه بود كه « يثربيان » كه دور از مركز انتشار اسلام بودند ، زودتر از مكيان ( با آن قرابت و نزديكى كه با پيامبر داشتند ) زير فرمان پيامبر رفتند و چگونه چند ملاقات كوتاه با مردم يثرب بيش از تبليغات سيزده سالهء وى در مكّه اثر گذاشت ؟ علت اين پيشرفت را مىتوان دو چيز دانست :
1 . يثربيان ، ساليان درازى با يهود مجاور بودند و خواه ناخواه در مجالس و محافل خود سخن از بعثت پيامبر عربى به ميان مىآمد . حتى يهود به بتپرستان يثرب مىگفتند كه اين پيامبر عربى آيين يهود را ترويج خواهد كرد و بساط بتپرستى را از جهان خواهد چيد ؛ همين گفتوگوها در روحيهء آنان آمادگى عجيبى براى پذيرفتن آيينى كه يهود در انتظار آن بودند ، پديد آورده بود . به طورى كه شش تن از خزرجيان در نخستين برخورد فورا به پيامبر ايمان آورده و به يك ديگر گفتند كه اين همان پيامبريست كه يهود در انتظار او است و ما بايد زودتر از آنها به وى بگرويم .
از اينرو ، يكى از اعتراضهاى قرآن به يهود همين است كه شما بتپرستان را با بعثت پيامبر عربى تهديد مىكرديد و به مردم بشارت مىداديد كه او ظهور خواهد كرد و علايم او را از روى تورات مىخوانديد ؛ اكنون چرا از او روى گردانيديد ؟ چنان كه مىفرمايد :
وقتى كتابى [ قرآن ] از طرف خداوند به سوى آنها فرو فرستاده شد ، كتابى كه تورات را تصديق مىكند و قبلا با آن در انتظار پيروزى بر بتپرستان بودند ، پس از شناسايى آن ،
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 438 - 444 و الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 221 - 223 .