تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
پيامبر را دروغ‌گو و يا ساحر و جادوگر معرفى مىكرد ، اصرار داشت كه پيامبر را مجنون و ديوانه و كاهن نيز ، معرفى كند . مجنون ، در اصطلاح آنان همان جن زده بوده كه بر اثر تصرف جن ، مشاعر خود را از دست مىدهد و پرت‌وپلا مىگويد . كاهن ، غيب‌گويى بود كه رابطه‌اى با يكى از جن‌ها داشت و او را از اوضاع و احوال آگاه مىساخت . سرانجام سخنان يك مجنون و ديوانه و يا كاهن و غيب‌گو مربوط به شخص او نيست ، بلكه القايى است از جانب جن كه بر ذهن و زبانش جارى مىسازد ، هر چند خودش متوجه نگردد . عرب جاهلى بر اثر دورى از علم و دانش ، بر اثر دورى از فريب كارى و ديپلماسى غرب ، آنچه را در دل داشت ، عارى و برهنه مىگفت و روياروى پيامبر مىايستاد مىگفت :
وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
« 1 » ؛ اى كسى كه قرآن بر او نازل گرديده است ، تو ديوانه‌اى . اين اتهام اختصاص به پيامبر نداشت ، بلكه به گواهى تاريخ بشر ، پيوسته گروه اصلاح‌گر را ، افراد جاهل و مجنون و ديوانه مىخواندند و انتخاب اين نسبت براى اين است كه مردم را از دور آنان پراكنده سازند تا به سخنانش گوش فرا ندهند . « 2 »

2 . انديشهء مقابله با قرآن

حربهء زنگ‌زدهء تهمت ، بر پيامبر چندان كارگر نشد ، زيرا مردم با كمال فراست و درايت احساس مىكردند كه قرآن جذبهء روحى غريبى دارد و هرگز سخن به آن
هامش
( 1 ) . حجر ( 49 ) آيه 6 . ( 2 ) . در قرآن مجيد اين نسبت دربارهء پيامبر ، در سوره‌هاى : حجر آيهء 6 ، سباء آيهء 8 ، صافات آيهء 36 ، دخان آيهء 14 ، طور آيهء 29 ، قلم آيهء 22 و تكوير آيهء 22 وارد شده است .