نزول اين آيات ، مسرّت و شادى فوق العادهاى در روح آن حضرت ايجاد كرد و فهميد كه آنچه دربارهء وى مىگفتند ، همه بىپايه بوده است .
افسانه است نه تاريخ
زندگى « خديجه » در تاريخ ، ثبت است . خديجهاى كه هنوز اخلاق زيبا و كردارهاى نيكوى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر چشمانش مجسم است و خداى خود را عادل و دادگر مىداند ؛ چگونه سوء ظنّ عجيبى دربارهء خداى خود و پيامبر او پيدا نمود ؟
« منصب نبوت » به شخصى عطا مىشود كه واجد ملكات عالى و اوصاف پسنديده باشد و شخص « پيامبر » تا واجد يك سلسله صفات برجسته و شرايط خاصى نباشد ؛ هرگز اين منصب و مقام به او داده نمىشود . در رأس اين صفتها عصمت و آرامش خاطر ، اعتماد و توكل است و با داشتن چنين اوصافى هرگز تصورهاى غلط گرد افكار او نمىگردد . دانشمندان گفتهاند : سير تكاملى پيامبران از دوران كودكى آغاز مىگردد و پردهها و حجابها از برابر ديدگان آنها يكى پس از ديگرى كنار مىرود و احاطهء علمى آنان به حد كامل مىرسد و دربارهء آنچه مىبينند و يا مىشنوند ، كوچكترين ترديدى پيدا نمىكنند و كسى كه حايز اين مراتب گردد ؛ هرگز گفتهء اين و آن ، در دل او شك و ترديدى به وجود نمىآورد .
آيات سورهء « الضّحى » خصوصا جملهء :
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
؛ خدايت تو را ترك نگفته و دشمن نگرفته است ، حكايت از آن دارد كه كسى اين جمله را به رسول گرامى گفته بود ، اما گوينده چه كسى بوده و تا چه اندازه در روحش تأثير كرده بود ؟ از آن ساكت است .
بعضى از مفسران مىگويند : گويندهء آن برخى از مشركان بودهاند و روى اين
هامش
يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى ، فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ« ضحى ( 93 ) آيات 1 - 11 » .