بخواند ، نماز گزاردهام و من اول كسى هستم كه با او نماز خواندم » . « 1 »
4 . از پيامبر اكرم روايتهاى متواتر با تعبيرهاى گوناگونى وارد شده است كه مىفرمود :
نخستين كسى كه در كنار « كوثر » بر من وارد مىشود ، نخستين اسلامآورنده ( على بن ابى طالب ) است . « 2 »
وقتى انسان با كمال بىطرفى اين روايات را بررسى مىكند ، در نظرش پيشگام بودن على قطعى مىگردد و هيچگاه دو قول ديگر را كه از نظر نقل در اقليت است ، انتخاب نمىكند . بيش از شصت نفر از صحابه و تابعان ، « 3 » طرفدار قول نخست ( على اول كسى بود كه ايمان آورد ) مىباشند . حتى خود طبرى كه مطلب را مردّد گذاشته و فقط به نقل قول اكتفا كرده و چنين مىگويد : « 4 » ابن سعيد از پدر خود پرسيد : « ابو بكر » نخستين كسى بود كه ايمان آورد ؟ گفت : نه ، پيش از او بيش از پنجاه نفر به پيامبر گرويده بودند ، ولى اسلام او بر اسلام ديگران برترى داشت .
مذاكرهء مأمون با اسحاق
« ابن عبد ربه » سرگذشت شيرينى را نقل مىكند كه خلاصه آن چنين است : « مأمون مجلس مناظرهاى تشكيل داد و « اسحاق » دانشمند معروف در رأس آن قرار گرفته بود .
پس از آنكه سبقت على عليه السّلام بر ديگران ، در پذيرفتن اسلام مسلم گرديد ، « اسحاق » گفت :
هنگامى كه على ايمان آورد ، كودكى بيش نبود ، ولى « ابو بكر » مرد كاملى بوده است ، از اين نظر ايمان او بر ايمان على برترى دارد .
هامش
( 1 ) . أنا عبد اللّه ، و أخو رسول اللّه و أنا الصدّيق الأكبر ، لا يقولها بعدي إلّا كاذب مفتري ، و لقد صليت مع رسول اللّه قبل النّاس بسبع سنين و أنا أوّل من صلّى معه .
( 2 ) . أوّلكم واردا عليّ الحوض ، أوّلكم إسلاما عليّ بن أبي طالب . « مدارك اين حديث را در الغدير ج 3 ، ص 320 چاپ نجف مطالعه بفرماييد » .
( 3 ) . در كتاب الغدير ، ج 3 ، اسامى اين شخصيتها وارد شده است .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 215 .