ياد يحيى « ع »
ميان ماجراى شهادت امام حسين « ع » و برخى پيامبران ، شباهتهايى وجود دارد . از جمله ميان آن حضرت و حضرت يحيى بن زكريّا ، سر يحيى را در طشت طلا نهاده ، نزد زن بدكارهاى هديه فرستادند . « 1 » سر سيد الشهدا را نيز پس از شهادت نزد ابن زياد و يزيد فرستادند ، آن هم در طشت طلا . خداوند به انتقام خون يحيى ، بخت النّصر را بر آن قوم مسلّط ساخت كه هفتاد هزار از آنان را كشت . « 2 » خداوند به پيامبر اكرم « ص » وحى فرمود :
در مقابل قتل يحيى هفتاد هزار را كشتم ، در مقابل قتل پسر دختر تو دو برابر آن را خواهم كشت . « 3 » آنگونه كه سر يحيى را در طشت نهادند ، حسين بن على را هم در كربلا ذبح كردند . « 4 » شايد به خاطر اين شباهتها با پيامبران و حضرت زكريّا بود كه سيد الشهدا در مسير كربلا ، در هر منزلى كه فرود مىآمد يا از آن كوچ مىكرد ، از يحيى بن زكريّا ياد مىكرد و روزى هم فرمود : از خوارى و پستى دنيا همين بس كه سر يحياى پيامبر ، به يكى از زنان زناكار بنى اسرائيل هديه مىشود ! « 5 »
- سر امام حسين « ع » ، ثار ، ثار الله ، كهيعص
يا فتح يا شهادت
در فرهنگ عاشورا ، هم شهادت « فتح » محسوب مىشود ، و هم فتح ، فراتر از پيروزى نظامى است . بر اساس آموزش قرآنى « احدى الحسنيين » ، مجاهدان راه خدا چه بكشند و چه كشته شوند ، پيروزند و پيروزى در سايهء عمل به تكليف است . شوق شهادت در ابا عبد الله « ع » چنان بود كه به فرمودهء امام باقر « ع » روز عاشورا ، نصرت الهى براى آن حضرت نازل شد و ميان زمين و آسمان بود . حسين بن على را مخيّر كردند كه پيروز شود يا شهيد گردد . وى شهادت و ديدار الهى را ترجيح داد : « لمّا نزل النّصر على الحسين بن علىّ حتّى كان بين السّماء و الأرض ثمّ خيّر : النّصر او لقاء الله ، فاختار لقاء اللّه » . « 6 » آن حضرت ، كشته شدن را هم پيروزى مىدانست ، چون هم به رستگارى ابدى مىرسيد ، هم دين را
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 299 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - عوالم ( امام حسين ) ، ص 607 .
( 4 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 253 .
( 5 ) - عوالم ، ص 608 ، بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 298 .
( 6 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 465 .