الجماعة . . . » كه چون همان روز نيز اصرار داشتند آن حضرت را به تسليم و بيعت وادارند ، حضرت نپذيرفت و حيات ذلّت بار در سايهء حكومت يزيد و ابن زياد را با كرامت دودمان پيامبر و شرافت زندگى مؤمنانه منافى دانست و سر دوراهى مرگ شرافتمندانه يا زندگى ذليلانه ، « شرافت شهادت » را برگزيد : « الا و انّ الدّعى بن الدّعىّ قد تركنى ( ركّزنى ) بين السلّة و الذّلّة ، و هيهات له ذلك منّى ، هيهات منّا الذلّة ، ابى اللّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طهرت و جدود طابت و انوف حميّة و نفوس ابيّة ان يؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام » « 1 »
اين نوع نگرش به زندگى ، تعليم مكتب است كه انسان بايد سر دوراهى شهادت يا ذلّت ، عزّت شهادت را برگزيند و زندگى زير ستم را مرگ بداند . حضرت على « ع » در جنگ صفين ، وقتى ديد كه سپاه معاويه بر شريعهء فرات دست يافتند و ياران او در مضيقهء آب قرار گرفتند و چه بسا ذليلانه تسليم شوند ، در خطبهاى آنان را تشويق كرد كه شمشيرها را با خون دشمن سيراب سازند تا خود سيراب شوند ، مرگ ، در زندگى ذليلانه است و زندگى در مرگ قاهر و پيروز « فالموت فى حياتكم مقهورين و الحياة فى موتكم قاهرين » . « 2 » اين فرهنگ ، در خط حماسهء علوى و حسينى متبلور است و سرمايهء زندگى با كرامت به شمار مىرود . امام خمينى « ره » نيز در برابر تهديدهاى استكبار جهانى ، در پيام خويش فرمود : « هيهات كه امّت محمّد « ص » و سيرابشدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان ، به مرگ ذلّت بار تن در دهند و هيهات كه خمينى در برابر تجاوز ديو سيرتان و مشركان و كافران به حريم قرآن كريم و عترت رسول خدا و امّت محمّد « ص » و پيروان ابراهيم حنيف ، ساكت و آرام بماند و يا نظارهگر صحنههاى ذلّت و حقارت مسلمانان باشد . » « 3 »
از آستان همّت ما ذلّت است دور * و اندر كُنام غيرت ما نيستش ورود
بر ما گمان بردگى زور بردهاند * اى مرگ ، همّتى كه نخواهيم اين قيود
اكنون كه ديده هيچ نبيند به غير ظلم * بايد ز جان گذشت ، كزين زندگى چه سود ؟ « 4 »
هامش
( 1 ) - نفس المهموم ، ص 131 ، مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 7 ، بحار الانوار ، ج 45 ، ص 83 ، ( با تفاوتهايى اندك در تعابير ) .
( 2 ) - نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 51 .
( 3 ) - صحيفهء نور ، ج 20 ، ص 113 .
( 4 ) - حسين پيشواى انسانها ، محمود اكبر زاده ، ص 27 .