استغاثه كرد ، شايد غيرت شنوندگان را بر انگيزد تا مانع هجوم لشكريان به حريم حرم شوند .
نداى « هل من ناصر » حسين « ع » هنوز و هميشه در گوش تاريخ طنينانداز است و وجدانهاى بيدار و همهء آزادگان را به مقاومت در برابر ستم فرا مىخواند و به نصرت دين خدا و يارى ولىّ خدا مىطلبد . كسى كه نداى نصرت خواهى و « استنصار » حجّت خدا را بشنود ولى پاسخ ندهد ، اهل دوزخ است . امام حسين « ع » در مسير كوفه به دو نفر برخورد و پس از گفتگو وقتى از آنان دعوت به يارى كرد ، آنان كهنسالى و قرضهاى خود را بهانه آوردند تا همراه امام نشوند . حضرت فرمود : پس از منطقه دور شويد تا مرا نبينيد و صراى مرا نشنويد كه به عذاب الهى گرفتار مىشويد : « فانطلقا فلا تسمعا لى واعية و لا تريا لي سوادا فانّه من سمع و اعيتنا او رأى سوادنا فلم يجبنا و لم يغثنا كان حقّا على اللّه عزّ و جلّ ان يكبّه على منخريه فى النّار » . « 1 »
« ز عاشوراى آن سال به خون آغشته تا اكنون
هماره ، همچنان فرياد « هل من ناصر » ش در سينهء تاريخ ، پابرجاست
از آن فرياد دعوتگر كه در « متن زمان » جارى است
و پيغامش ، شعار شور و بيدارى است ،
ميان حقّ و باطل ، « داد » با « بيداد » ، نبردى جاودان برپاست .
در اين ميدان و اين پيكار
نداى دعوتش چشم انتظار پاسخى از « ما » ست .
كه حق تنهاست ،
و . . . هر جا كربلا ، هر روز ، عاشورا است . » « 2 »
اين جمله كه به صورت « هل من ناصر ينصرنى » شهرت يافته است ، در منابع تاريخى دقيقا به همين صورت نيست و با اندك تفاوتى يا با عبارتهاى ديگرى نقل شده است ، از قبيل : « هل من ذابّ عن حرم رسول اللّه ؟ هل من موحّد يخاف اللّه فينا ؟ هل من مغيث يرجو اللّه فى اغاثتنا ، اما من طالب حقّ ينصرنا . . . » ، « 3 » « هل من ذابّ يذبّ عن حرم
هامش
( 1 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ، ص 369 به نقل از ثواب الاعمال
( 2 ) - قبلهء اين قبيله ، جواد محدّثى ، ص 74 .
( 3 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 274 .