تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
گرچه امام مىدانست كه در آن شرايط ، به پيروزى نظامى سريع دست نمىيابد ، امّا باز چنان نبود كه بىفكر و برنامه و بدون نقشه خود را به كشتن دهد . نتايج مقطعى و درازمدت آن حركت خونين در آگاهانيدن مردم و افشاى چهرهء ظلم و ايجاد انگيزهء مبارزه در مردم و حفظ دين از نابودى و بالاتر از همه « عمل به وظيفه » آن حضرت را به قيام واداشت و اينها براى آن امام ، « فتح » به شمار مىرفت ، هر چند خون خود و يارانش در اين راه ، ريخته مىشد . چون مىدانست كه به هر تقدير او را خواهند كشت ، براى نحوهء شهادت برنامه‌ريزى كرد تا به مؤثرترين صورت و الهام‌بخش‌ترين شكل در آيد . در واقع ، سلاح او « شهادت » بود و در استراتژى او « خون » ، بر « شمشير » پيروز شد . - فتح ، يا فتح يا شهادت

نى ، نيزه

نى ، گياهى آبى و داراى ساقهء ميان كاواك و راست . ساقهء آن ميان تهى و به ضخامت انگشتى يا بيش از آن است و رنگ آن غالبا زرد است . . . و هر لوله مانندى كه ميان تهى باشد ، مزمار ، ناى . نيزه سلاحى معروف كه چوبى باريك است و استوانه‌اى شكل ، مانند نى كه در سر آن پيكانى نصب كرده‌اند ، به عربى رمح گويند . به معناى پرچم و رايت هم آمده است . « 1 » در عاشورا ، هم به عنوان سلاح جنگ به كار گرفته مىشد ، هم سر شهدا را بر نوك نيزه‌ها كردند و به دربار بردند و در شهرها گرداندند . به قول محتشم :
روزى كه شد به نيزه سر آن بزرگوار * خورشيد سر برهنه بر آمد ز كوهسار
در كاربرد ادبى ، نى به جاى نيزه هم به كار مىرود . به گفتهء جودى :
اى رفته سرت بر نى ، وى مانده تنت تنها * ماندى تو و بنهاديم ما سر به بيابانها
نيز نوعى قرينه‌سازى ادبى ميان نى و نينوا به كار مىرود . به گفتهء فريد :
سِرّ نى در نينوا مىماند اگر زينب نبود * كربلا در كربلا مىماند اگر زينب نبود
- سر امام حسين « ع » ، سرهاى شهدا

نينوا

شهادتگاه امام حسين « ع » . نام منطقه‌اى در كوفه و شرق دجله و شرق كربلا ، از روستاهاى منطقهء طفّ . « نينوا يك سرى تپه‌هاى باستانى است كه كشيده شده و تا مصبّ
هامش
( 1 ) - لغت‌نامه ، دهخدا .