نيزهدارانى كه سرهاى شهدا را حمل مىكردند به آبادى يا قلعهء خويش مخالفت مىكردند و راه نمىدادند . « 1 »
- مراحل نهضت عاشورا ، اسارت
منصب نوكرى
عنوانى است كه مدّاحان و روضهخوانان ، از روى عشق و علاقه ، به مولايشان ابا عبد الله « ع » به كار و شغل خود مىدهند و به آن افتخار مىكنند و امام حسين « ع » را ارباب و خود را نوكر به حساب مىآورند و اين نوكرى را با پادشاهى عوض نمىكنند . شايسته آن است كه اين نوكرى ، خلوص و حقيقت داشته باشد و صرف ادّعا نباشد ، حقيقت آن وقتى است كه ميان نوكر و ارباب ، اطاعت از يك سو و لطف از سوى ديگر باشد . مرحوم محدث نورى گويد : « به مجرّد ذكر فضايل و مناقب و حالات و مصائب حضرت سيد الشهدا « ع » كسى سمت چاكرى و منصب نوكرى آن حضرت را پيدا نخواهد كرد . . .
روضهخوان آنگاه در قطار چاكران آن حضرت در آيد كه آنچه گويد ، براى حقّ عزّ و جل و اداى حقّ و اوليائش عليهم السلام باشد ؛ و الّا كاسبى خواهد بود كه آن فضايل و مناقب را سرمايه نموده و به آن مشغول تجارت شده ، ابدا حقى به كسى ندارد . » « 2 »
به مال و جاه و سلطنت نه رو كند نه بنگرد * كسى كه از صميم دل ، دمى شود گداى تو
- مدّاحى ، واعظ ، ذاكر ، منبر
منهال
منهال بن عمرو ، يكى از هواداران اهل بيت بود كه در شام مىزيست . در روزهايى كه اسراى اهل بيت « ع » در خرابهء شام بودند ، روزى امام سجّاد « ع » بيرون آمد و با او برخورد كرد و گفتگوهايى ميان آن دو انجام گرفت و امام ، از مظلوميّت اهل بيت و شدايد دوران اسارت سخن گفت . « 3 » از او نيز نقل شده كه هنگام آوردن سر مطهّر امام حسين به دمشق ، مردى آيهء اصحاب كهف را مىخواند . صدايى از سر مطهّر آمد كه : كشتن من و گرداندن سرم ، شگفتتر از داستان اصحاب كهف است . « 4 » منهال ، از طايفهء بنى اسد و كوفى بود و از
هامش
( 1 ) - همان ، ص 374 .
( 2 ) - لؤلؤ و مرجان ، ميرزا حسين نورى ، ص 19 .
( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 462 ، الفتوح ، ابن اعثم ، ج 5 ، ص 155 .
( 4 ) - اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 193 .