تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١

مياندار

كسى كه به لحاظ سنّ و سابقه و مهارت ، در مجلس و محفل ، محور قرار گيرد ، صدرنشين مىشود و به ادارهء جلسه و هدايت يك گروه براى انجام كارى مىپردازد ، مثل مياندار در زورخانه براى ورزش باستانى ، يا مياندارى در دسته‌هاى زنجير زنى و مجالس سينه زنى ، « آنكه در ميان صف سينه زنان يا زنجير زنان قرار مىگيرد و مباشر و مسئول هماهنگى و يكنواختى و نظم كار آنهاست » . « 1 »

ميدان

زمين گسترده و عرصه‌اى كه در آن ، جنگ ، كشتى ، اسبدوانى ، چوگان بازى ، ورزش و مسابقات انجام گيرد ، ميدانگاه ، معركه ، فاصله ميان دو لشكر كه در آن جنگ كنند ، مجموع لشكرگاه دو طرف و محلّ جنگ ايشان » . « 2 » در قديم ، بيشتر عرصهء كارزار را مىگفتند كه نيروهاى متخاصم رو در روى هم قرار مىگرفتند و به نبرد تن به تن ، سپس حملهء گسترده دست مىزدند . نيروهاى مستقرّ در ميدان را هم به جناح چپ و راست و قلب تقسيم كرده ، به آرايش نيرو مىپرداختند ، ميمنه ، ميسره و قلب ، نام اين نيروها بود . در عاشورا ، ياران سيد الشهدا يكايك به ميدان نبرد مىرفتند ، جنگيده ، جان خود را فداى امام خويش مىكردند . خيمه‌گاه استقرار نيروها به اندازه‌اى از ميدان فاصله داشت كه تيرها به آن نرسد . از نظر فقهى كشته‌شدگان در ميدان و معركهء جنگ هم شهيد محسوب مىشوند . - تاكتيكهاى نظامى ، نبرد تن به تن
هامش
( 1 ) - لغت‌نامه ، دهخدا . ( 2 ) - همان .
فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 441 | جواد محدثى