است ، هم در شخص سيد الشهدا « ع » ، هم در عترت و ياران صبور و وفادارش . امام حسين « ع » آنگاه كه مىخواست از مكّه به قصد عراق خارج شود ، خطبهاى خواند كه در ضمن آن آمده است : « رضى الله رضانا اهل البيت ، نصبر على بلائه و يوفّينا اجر الصّابرين » . « 1 » رضايت و پسند ما خانواده ، همان رضاى الهى است ، بر بلا و آزمون او صبر مىكنيم ، او نيز پاداش صابران را به ما عطا مىكند . در يكى از منازل ميان راه نيز ، با توجّه دادن همراهان به سختى مسير و استقبال از نيزهها و شمشيرها و نياز ميدان عاشورا به دلير مردانى مقاوم و شكيبا بر زخم و مرگ و شهادت ، فرمود : « ايّها الناس ! فمن كان منكم يصبر على حدّ السّيف و طعن الأسنّة فليقم معنا و الّا فلينصرف عنّا » . « 2 » اى مردم ! هر كدام از شما كه تحمّل تيزى شمشير و ضربت نيزهها را دارد با ما بماند ، و گرنه بر گردد ! ياران آن حضرت نيز همانگونه بودند كه او مىخواست . در ميدان « صبر » ، پايدار ماندند و بر تشنگى ، محاصره ، هجوم دشمن ، كمى ياران و شهادت همرزمان مقاومت مىكردند و از خوشحالى در پوست خود نمىگنجيدند . حتّى بعضى شان روز عاشورا خوشحالى و شوخى مىكردند و مىگفتند : ميان ما و بهشت ، جز ساعتى جنگ و تحمّل ضربت تيغها و نيزهها و تيرها نيست و پس از آن ، بهشت جاودان الهى است . ابا عبد الله « ع » نيز آنان را چنان بار آورده و تعليم داده بود كه پايدارى را پل عبور به بهشت بدانند . روز عاشورا به آنان چنين خطاب كرد : « صبرا بنى الكرام ! فما الموت الّا قنطرة تعبر بكم عن البؤس و الضّرّاء الى الجنان الواسعة و النّعيم الدّائمة . . . » ، « 3 » مقاومت ! اى بزرگزادگان ، كه مرگ ، پلى است كه شما را از رنج و سختى به سوى بهشتهاى گسترده و نعمتهاى ابدى عبور مىدهد . درس صبر را ، حتّى به اهل بيت خويش مىداد و آنان را در مقابل شهادت خويش ، دعوت به شكيبايى و تحمّل مىكرد و اين كه گريبان چاك نزنند و صورت نخراشند : « انظروا اذا انا قتلت فلا تشقّقنّ علىّ جيبا و لا تخمشن وجها » . « 4 » خود امام بر كشته شدن و داغ فرزندان و ياران صبر كرد ، خواهر صبورش زينب ، صبورانه بار اين حماسهء خونين را به دوش كشيد و لحظه لحظهء حوادث كربلا ، جلوههاى مقاومت و پايدارى بود . حتّى آخرين كلمات
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 593 .
( 2 ) - ينابيع المودّة ، ص 406 .
( 3 ) - نفس المهموم ، ص 135 .
( 4 ) - لهوف ، ص 81 .