سفرهء رقيّه و امثال آن و آداب و رسوم خاصى دارد . آنچه كه به ياد امام حسين « ع » ضيافت داده مىشود ، چه در ايام محرّم و چه اوقات ديگر ، مورد تقديس افراد است و بعنوان تبرّك ، بر سر آن سفره مىنشينند يا از غذاى آن اطعام ، به خانهها مىبرند و متواضعانه هر چند وضع مالىشان خوب باشد ، از بركت معنوى آن استفاده مىكنند و آن را « غذاى امام حسين » مىدانند . به چنان سفرهاى « سفرهء ماتم » هم مىگفتهاند . اين از ديرباز رواج داشته است . خلفاى فاطمى در مجلس سوگوارى بر زمين مىنشستند و پيروانشان در نهايت اندوه ، گرد آنان حلقه مىزدند . به جاى فرش در تالارها و سرسراها شن مىريختند و خوراك بسيار مختصرى تنها مركّب از عدس سياه ، پيازهاى شور و خيار و نان جوين كه از دستى رنگ آن را تغيير مىدادند ، بر سر خوان مىنهادند و آن را « سفرهء ماتم » مىخواندند . . . » . « 1 »
- وقف ، نذر ، مراسم و سنّتها
سقّايى
يكى از منصبهاى حضرت عبّاس « ع » در عاشورا . اصل آبرسانى به تشنگان در تعاليم دينى بسيار پسنديده است . امام صادق « ع » فرموده است : « افضل الصّدقة ابراد كبد حرّاء » برترين صدقه ، خنك كردن جگر سوخته و تشنه است . و نيز فرموده است : « من سقى الماء فى موضع يوجد فيه الماء كان كمن اعتق رقبة و من سقى الماء فى موضع لا يوجد فيه الماء كان كمن احيى نفسا و من احيى نفسا فكأنّما احيى النّاس جميعا » هر كه در جايى كه آب هست مردم را سيراب كند ، گويا بردهاى را آزاد كرده است و هر كه آب دهد در جايى كه آب نيست ، گويا كسى را زنده ساخته است و كسى كه يك نفر را زنده كند ، گويا به همهء مردم حيات بخشيده است . و در روايت ديگرى از امام باقر « ع » است كه خداوند سقايى براى جگرهاى تشنه را دوست مىدارد : « انّ اللّه يحبّ ابراد الكبد الحرّاء » . « 2 »
در كربلا ، آبرسانى به خيمهها و حرم سيد الشهدا « ع » بر عهدهء ابا الفضل « ع » بود و او را لقب « سقاى دشت كربلا » دادهاند ، مثل لقب قمر بنى هاشم ، يا علمدار حسين : « و كان العباس السّقاء ، قمر بنى هاشم ، صاحب لواء الحسين . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ آموزش در اسلام ، احمد شلبى ، ترجمه محمد حسين ساكت ، ص 324 .
( 2 ) - هر سه حديث در وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 330 و 331 .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 40 .