تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
در ايام عاشورا و محرّم نيز ، عدّه‌اى به ياد آن حماسه و به نشانهء سقايى حضرت عباس و تشنگى اهل بيت ، به سقايى و آب دادن به مردم و دسته‌هاى عزادار مىپردازند ، چه با مشك ، چه با آماده‌سازى منبع آب در معابر عمومى ، يا تهيهء آب خنك . و اين را پيروى از شيوهء مردانگى علمدار كربلا مىدانند . البته سقّايى ، به معناى فروش آب و تقسيم آب در خانه‌ها هم به عنوان يك حرفه ، گفته مىشده است . سقاى كربلا ، آن چنان فتوّت داشت كه با لب تشنه وارد فرات شد ولى خود ، آب نخورد و ايثارگرى را به اوج رساند و عاقبت هم روز عاشورا ، جان را در راه آب‌آورى براى ذرّيهء تشنه‌كام پيامبر از دست داد و دستانش قلم شد و مشك پرآب را نتوانست به خيام حسينى برساند و در كنار فرات ، بر خاك افتاد .
بر توسن موج خشم ، آوا زده بود * مانند على بر صف هيجا زده بود
آبى مگر آورد حرم را ز فرات * سقّاى حسين ، دل به دريا زده بود
سقّاى كربلا و علمدار شاه دين * فرزند شير حق و هُژَبرِ كُنامها
با كام تشنه آب ننوشيدى از فرات * ياد لب حسين و دگر تشنه‌كامها
افسوس شد اميد تو از آب ، نااميد * با اينكه شد ز جانب تو اهتمامها
دستت جدا شد از تن و دست خدا شدى * حق در عوض سپرد به دستت زمامها « 1 »
به محلّى كه مخصوص آب دادن به عزاداران و هيأتهاست ، يا به ظرف بزرگى از سنگ كه مخصوص اين كار ، تراشيده مىشد ، « سقّاخانه » گفته مىشد . به نوشتهء لغت نامهء دهخدا : محلّى كه در آن آب ريزند كه تشنگان خود را سيراب نمايند ، جايى كه در آنجا براى تشنگان آب ذخيره كنند و آنجا را متبرك دانند . - مشك ، دستهاى بريده ، عباس بن على ، آب ، سنگابخانه ، عطش ، فرات

سكينه

دختر بزرگوار سيد الشهدا « ع » ، كه در علم ، معرفت ، ادب ، توجّه به حقّ و جذبهء پروردگار ، كم نظير و مورد توجّه خاصّ پدرش ابا عبد الله الحسين « ع » بود . نام اصلى او را آمنه ، امينه ، اميمه يا امامه هم نوشته‌اند . لقب سكينه ( يا سكينه ) از طرف مادرش « رباب » به او داده شد . او كه خواهر « على اصغر » هم بود ، در كربلا حضور داشت و در عاشورا ، سنّ او حدودا ده تا سيزده سال بوده است . اين را از آنجا گفته‌اند كه امام حسين « ع » روز عاشورا به او لقب « خيرة النّسوان » ( برگزيدهء زنان ) داده است و اين با كودك بودنش
هامش
( 1 ) - سيد رضا بهشتى « دريا » .