رسول خدايم نه مولاى تو . اين خبر به پيامبر رسيد . حضرت فرمودند : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه . . . »
جواب : اولا ، ولاى عتق اختصاص به على عليه السّلام ندارد ، بلكه مال همهء اقارب پيامبر است ؛ چون كسى كه آزاد شده قبيلهاى باشد او را ولاى همان قبيله مىگويند و زيد آزاد شده بنى هاشم است پس او هاشمى بالولاء است و اين مختص به على نيست ، در حالى كه حديث در مقام اختصاص و حصر است .
ثانيا ، خليفه دوم پس از سخنان پيامبر در غدير خم جلو آمده و به على عليه السّلام گفت :
« هنيئا لك اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة » . نيز عايشه و انصار هم پس از آن به على عليه السّلام مىگفتند : « اى مولاى ما . . . » و واضح است كه اينها را نمىتوان به ولاى عتق حمل كرد .
ثالثا ، صدر حديث اين معنا را نفى مىكند ؛ چون پيامبر فرمود : « الست اولى منكم بانفسكم » كه سخن از اولويت به انفس شماست و اين چه ربطى به ولاى عتق دارد .
4 . پيامبر فرمود : ذو الثديه ( صاحب پستان كه قبلا قصهاش آمد ) را بهترين خلق و بهترين خليفه و جانشين پيامبران خواهد كشت . نيز در روايتى فرمود : او را بهترين انسان امت من خواهد كشت و على او را كشت . همچنين رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به فاطمه عليها السّلام فرمود : خداوند بر اهل زمين نظر كرده و آگهى يافت و از ميان آنان پدرت را انتخاب فرموده و او را پيامبر قرار داد . سپس بار دوم نظر فرمود و از ميان زمينيان شوهرت على عليه السّلام را اختيار فرمود و مرا فرمان داد كه تو را به ازدواج او درآورده و او را وصى و جانشين خويش سازم .
عايشه مىگويد : در محضر پيامبر بودم ، على عليه السّلام وارد شد . رسول خدا فرمودند :
« هذا سيّد العرب » . عايشه مىگويد : عرض كردم : يا رسول اللّه ، آيا شما خود سيد عرب نيستيد ؟ فرمودند :
أنا سيد ولد آدم و على سيد العرب . « 1 »
هامش
( 1 ) . معانى الأخبار ، ص 103 .