جواب ما : امور سه قسماند :
1 . برخى از امور حسن و قبحشان ذاتى است ، مثل عدل و ظلم ؛
2 . برخى از امور حسن و قبح آنها اقتضايى است ، مثل صدق و كذب ؛
3 . برخى از امور حسن و قبح آنها اعتبارى است ، مثل ضرب اليتيم .
احكام شرعيه از قسم ثالثاند ؛ يعنى خداوند بايد و نبايدهاى هر شريعتى را بر اساس مصالح و مفاسد همان جامعه تشريع مىكند ، ولى مصالح و مفاسد ثابت نيستند ، بلكه به حسب ازمنه و نيز افراد مكلفين متفاوت و متغير مىشود و چه بسا حكمى در زمانى داراى مصلحت بوده كه همان حكم در زمان ديگر داراى مفسده است و لذا بايد نسخ شود همانند مريضى كه حالات او در كيفيت استفاده از داروها و شيوههاى معالجاتى متفاوت است و برحسب شدت و ضعف مرض هر زمان نياز به نوعى دارو پيدا مىكند كه چه بسا در مراحل ديگر مضر باشد ، نبوتها و شريعتها نيز نسخهء شفا بخش انسانها هستند و در هر زمانى و براى هر جمعيتى برنامهء خاصى لازم است و مثال كاملتر اين كه ما انسانها در اين عالم از آدم تا قيامت همانند دانشآموزانى هستيم كه در مدرسه تكامل و رشد و كلاس انسانيت دائمالتحصيل هستيم و مربيان و معلمان اين كلاسها انبيا عليهم السّلام هستند . آنگاه همانگونه كه يك دانشآموز تا سرحد فارغالتحصيل شدن از دانشگاه كلاسهاى مختلف ، برنامههاى گوناگون و استادان فراوان مىبيند و در هر مرحلهاى قدمى به جلو برمىدارد و معلومات تازهتر و كاملترى به دست مىآورد همچنين ما انسانها با آمدن هر پيامبرى گامى در مسير تكامل انسانى برمىداريم تا مىرسد به دين مبين اسلام كه جامعترين اديان و آخرين مرحله تكامل بشريت است و تمام راههاى كمال ممكن انسانها را بيان كرده است .
پس نسخ در اديان قبلى امرى ممكن است و علاوه بر اين در رد سخنان يهود مىگوييم : شما كه نسخ را محال مىدانيد در خود تورات شما موارد فراوانى از نسخ احكام وجود دارد و اگر محال بود كه واقع نمىشد وقوع يك امر در خارج بهترين دليل بر امكان آن است . اكنون چند نمونه از تورات نقل مىكنيم :
1 . خداوند به آدم و حوا گفت : همهء حيوانات روى زمين را بر شما مباح ساختيم ، و
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٢١