روشن شد .
3 . جاحظ گفته : صدق عبارت است از مطابق بودن خبر با واقع و اعتقاد هر دو ؛ يعنى خبر بايد مطابق واقع باشد و انسان هم معتقد باشد كه مطابق واقع است . كذب نيز عبارت است از عدم مطابقت خبر با واقع همراه با اعتقاد به عدم مطابقت . سپس غير از دو صورت مذكور صور چهارگانهاى درست مىكند كه به نظر وى واسطه بين صدق و كذب هستند ، ولى نه صدقاند و نه كذب . « 1 »
در صفت ششم ثابت شد كه خداوند متكلم است . اكنون مىگوييم كلام دو قسم است : صدق و كذب . متكلم نيز دو نوع است : صادق و كاذب . حال ، آيا خداوند صادق است ؟ آيا به خبرهايى كه از گذشته و آينده در قرآن داده و وعدهها و وعيدهايى كه داده جامه عمل خواهد پوشيد ؟ در جواب بايد گفت : مسلمانان جهان اتفاق نظر دارند كه خداوند صادق است و قرآن هم به اين معنا اشاره كرده ، آنجا كه مىفرمايد :
مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً ؛
« 2 »
راستگوتر از خدا در سخن كيست ؟
يا مىفرمايد :
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا ؛
« 3 »
وعدهء خدا راست است و چه كسى در سخن ، از خدا راستگوتر است ؟
مرحوم علّامه مىفرمايد : با مبانى اشاعره اين مطلب قابل اثبات نيست كه بگوييم :
خداوند حتما صادق است و واجب است صادق باشد چون آنها حسن و قبح عقلى و ذاتى اشيا را منكرند پس بايد بگويند : اگر خداوند راست بگويد همان حسن است و اگر العياذ باللّه دروغ بگويد ، باز همان حسن است و به زودى مبناى آنها را باطل خواهيم كرد . آرى ، همانطور كه در ادامه خواهيم گفت ، برمبناى معتزله و اماميه كه طرفدار حسن و قبح ذاتى و حكمت و عدل الهى هستند . اين مطلب قابل اثبات است كه اللّه تعالى صادق بالضرورة و كذب بر او محال است به استحاله وقوعى و دليل ما
هامش
( 1 ) . مختصر المعانى ، ص 17 و 18 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيه 87 .
( 3 ) . همان ، آيه 122 .