تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
المتقرب بالامّ قولان و لو لم يكن للمقتول عمداً وارث لم يكن للإمام العفو بل اخذ الدية او القتل و يقضى من الدية الديون و الوصايا و ان كان للعمد و ليس للدّيان المنع من القصاص . الثالث الرق : و هو مانع من الطرفين و لو اجتمع الحرّ مع المملوك
شرح
و شوهر مقتول هم اگر همسرش باشد و يا همسر مقتول اگر شوهرش كشته شده باشد نيز ارث مىبرد . ولى در اقوام مادرى مقتول اختلاف است و دو نظريه مطرح است : 1 - جمعى مىگويند : اينها هم وارثند . 2 - و جمعى منكرند انسانى را كه عمداً و به ناحق كشته‌اند اگر چنانچه ولىّ و وارثى نداشته باشد امام ( ع ) وارث او شده و وارث حق عفو و بخشش داشت ولى امام نمىتواند او را عفو كند بلكه حتماً يا بايد از او ديه بستاند و يا از باب قصاص او را بكشد [ البته در مسئلهء عفو كه امام نتواند ببخشد جاى تأمل باقى است ] . هرگاه مقتول بدهكاريها يا وصايائى كرده باشد حكم اينست كه از ديهء قتل او بايد ديونش ادا و وصايايش عمل شود چه ديه قتل عمدى باشد يا خطائى و طلبكاران مقتول حق ندارند ورثه و اولياى دم از قصاص و خونخواهى پدرشان بازدارند و آن را به گرفتن ديه وادارند تا بدين وسيله طلب‌هاى خود را وصول كنند بلكه اختيار دست ورثه است كه كلًا عفو كنند يا ديه بگيرند و يا قصاص كنند .

و اما رقيّت :

سوّم از موانع ارث بردگى است و بندگى از دو طرف مانع است يعنى نه بنده از كسى ارث مىبرد و نه كسى از بنده [ بر خلاف كافر و مسلم كه يك طرفه بود يعنى كافر از مسلمان نه ولى مسلمان از كافر آرى ] . اگر انسانى از دنيا برود و دو دسته وارث داشته باشد كه يك دسته بنده و يك دسته آزاد باشند ميراث وى به افراد آزاد مىرسد هر چند دور تر و در طبقات
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 344 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى