تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 343
الثاني القتل و هو يمنع الوارث من الارث ان كان عمداً ظلماً و لو كان خطأ منع من ارث الدية على قول و ميراث المقتول لغير القاتل و ان بعد او تقرّب بالقاتل و لو فقد فلإمام . و الدية يرثها من يتقرّب بالاب ذكوراً او اناثاً و الزوج و الزوجة و في مرتد از ميت مسلمان ارث نمىبرد . و امّا قتل : دوم از موانع ارث قتل است و قانون كلّى آنست كه : هر وارثى كه از روى عمد و نه خطا و غفلت و از روى ظلم يعنى بنا حق و نه به حق مورث خود را به قتل برساند اين وارث قاتل از مقتول ارث نمىبرد وارث مقتول به ساير ورثه تعلق مىگيرد هر چند ساير ورثه دور تر و در طبقات بعدى و اين وارث قاتل نزديكتر باشد . فى المثل پسر ميت قاتل پدر شده در اينجا وى از ارث محروم است ولى اولاد اين قاتل كه نوادگان مقتول به حساب مىآيند از ارث محروم نيستند . اگر فرزندى به خطا پدر خويش را بكشد [ قتل خطاى در كتاب ديات و قصاص خواهد آمد ] . در اينجا به قول بعض فقها تنها از ارث بردن از ديه محروم است چون ديه مقتول هم جزء تركهء او محسوب مىشود و از اين بخش قاتل كه عاقلهاش ديه را دادهاند سهمى ندارد و از ساير اموال مثل بقيهء ارث مىبرد ولى به قول بعض ديگر از ارث ديه هم محروم نيست و با بقيه ورّاث شريك است . و اگر وارثى عمداً مورث خويش را به قتل برساند ولى مجوز شرعى داشته باشد و به حق او را بكشد مثلًا بابت برخى از حدود شرعيه كه در كتاب حدود خواهد آمد چنين قتلى هم مانع از ارث بردن نمىشود . و اگر مقتول غير از قاتل عامد و ظالم وارث ديگرى ندارد حكم اينست كه ميراث وى به امام ( ع ) منتقل مىشود چرا كه الامام وارث من لا وارث له وارث ديهء مقتول در قتل خطاى خويشاوندان پدرى مقتول مىباشند چه مرد باشند يا زن