تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و هجده سال است و به اعتقاد ايشان باقيمانده دنيا از گذشتهء آن بيشتر است . ابو ريحان همچنين در يكى از كتابهاى خود از قول هنديان نقل مىكند كه معتقد بوده‌اند عمر دنيا عبارت است از آنكه در خانه نخست شطرنج عدد يك و در شماره دو عدد دو در خانه سوم عدد چهار و سپس تا آخر خانه‌ها دو برابر عدد قبلى گذارده شود . اما مسلمانان معتقد به اخبار ، بيشترشان مى گويند كه عمر جهان هفت هزار سال است و مى گويند ما در هزاره هفتم هستيم . حق مطلب اين است كه اين موضوع را هيچ كس جز خداوند يكتا نمى داند ، و خداوند سبحان فرموده است . « از تو درباره قيامت مى پرسند كه وقت رسيدن آن كى خواهد بود در چه چيزى تو از ياد كردن آن ، غايت و منتهاى آن سوى خداى توست » . همچنين فرموده است « از تو مى پرسند چنان كه گويى از آن آگاهى ، بگو علم آن پيش خداوند است » . با وجود اين آيات همچنين در كتاب عزيز مى فرمايد « قيامت نزديك شد » « براى مردم حساب ايشان نزديك شد » « فرمان خدا در مى رسد آن را به شتاب مخواهيد » . خلاصه آنكه ميزان گذشته و ميزان باقيمانده را نمى دانيم و فقط همان گونه كه به ما فرمان داده شده است معتقديم و مى شنويم و اطاعت مى كنيم ، همان گونه كه ما را اين چنين ادب آموخته‌اند ، وانگهى ممكن است آنچه از عمر جهان باقيمانده از لحاظ خداوند اندك باشد و از لحاظ ما نباشد ، همان گونه كه خداوند سبحان فرموده است « آنان آن را دور مى بينند و ما آن را نزديك مى بينيم » و خلاصه سخن آنكه اين مسئله موضوعى پيچيده است و واجب است در آن مورد خاموش بود .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 52 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى