اما اين سخن او كه مى گويد : « قياس بر اين است كه حد وسط و ميانگين روايات را بگيريم » و بگوييم على در هفت سالگى مسلمان شده است ، نوعى زورگويى است ، و مثل اين است كه مردى بگويد از مرد ديگرى ده درهم طلبكارم . آن مرد منكر شود و بگويد فقط چهار درهم طلبكار است . بگوييم : سزاوار است و قياس بر اين است كه ميانگين آن را بگيريم و بگوييم هفت درهم بدهكار است . وانگهى بر مبناى پيشنهاد خود جاحظ بايد در مورد ابو بكر كه گروهى او را كافر و گروهى او را امام عادل شمردهاند بگوييم ميانگين اين اقوال را مى گيريم و اين همان منزلت بين المنزلتين است و در نتيجه تبهكار ستمگرى بوده است و همينگونه در همه موارد اختلاف .
اما اين سخن جاحظ كه مى گويد : حق و باطل در مورد سن على به هنگام مسلمان شدن او بدينگونه شناخته مىشود كه سالهاى خلافت خود على و عثمان و عمر و ابو بكر و هجرت و مدت اقامت پيامبر ( ص ) را پس از مبعوث شدن در مكه حساب كنيم ، بايد به او گفته شود : اگر روايات در اين مورد همگى متفق بودند ، براى اين سخن راهى وجود داشت ، ولى مردم در اين روايات به صورتهاى مختلف و گوناگون سخن گفتهاند . گفته شده است : پيامبر ( ص ) پس از بعثت در مكه پانزده سال درنگ فرمودهاند ، و اين مدت را ابن عباس روايت كرده است . و گفته شده است : سيزده سال درنگ فرمودهاند ، كه اين را هم ابن عباس روايت كرده است ، و بيشتر مردم همين مدت را روايت كردهاند و گفته شده است : ده سال درنگ فرموده است ، كه اين را عروة بن زبير نقل كرده است ، و گفته حسن بصرى و سعيد بن مسيب هم همين گونه است . و در مورد سن رسول خدا به هنگام رحلت نيز اختلاف است .
قومى گفتهاند : شصت و پنج سال بوده است ، و قومى گفتهاند : شصت و سه سال ، و شصت سال هم گفته شده است . همچنين در مورد سن على عليه السلام هم به هنگام رحلت اختلاف است شصت و هفت و شصت و پنج و شصت و سه و شصت و پنجاه و نه گفته شده است .
با اين همه اختلاف اقوال ، تحقيق اين موضوع چگونه ممكن است و آنچه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٢٥