تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
براى چه كسى خواهد بود كه اگر براى ما مى باشد آن را بدانيم و اگر براى ديگران است در مورد ما به او سفارش فرمايد . على گفت : مى ترسم از او بپرسم و آن را از ما باز دارد كه در آن صورت هرگز مردم آن را به ما نخواهند داد . و عايشه روايت مىكند و مى گويد پيامبر ( ص ) در حالى كه حجره انباشته از زنان بود ام سلمه ، ميمونه ، اسماء بنت عميس حضور داشتند و عباس عموى پيامبر هم پيش ما بود ، مدهوش شد . همگان متفق شدند كه بر لبهاى آن حضرت لدود بمالند . عباس گفت من اين كار را نمى كنم . ديگران چنان كردند و چون پيامبر ( ص ) به هوش آمد پرسيد چه كسى اين كار را با من انجام داده است گفتند : عمويت به ما گفت اين دارويى است كه از آن سرزمين براى ما آورده‌اند و اشاره به جانب حبشه كرد . پيامبر فرمود براى چه اين كار را كرديد عباس گفت : اى رسول خدا ، ترسيديم كه گرفتار ذات الجنب شده باشى . حضرت فرمود : « آن دردى است كه خداوند مرا گرفتارش نمى فرمايد هيچ كس در خانه باقى نماند مگر آنكه بر او لدود بمالند مگر عمويم » گويند : ميمونه با آنكه روزه بود براى فرمان رسول خدا كه به منظور عقوبت آنان ، براى كارى كه كرده بودند ، صادر فرموده بود لدود ماليد . ابو جعفر طبرى گويد : در روايت ديگرى از عايشه نقل شده كه گفته است در بيمارى پيامبر ( ص ) بر لب آن حضرت لدود ماليديم فرمود : بر من لدود نماليد . گفتيم : اين به سبب ناخوش داشتن بيمار دارو راست . چون به خود آمد فرمود : هيچ كس نبايد در خانه باقى بماند مگر اينكه لدود بمالد غير از عمويم عباس كه حضور نداشته است . طبرى مى گويد : كسى كه لدود را با دست خود بر لب و دهان رسول خدا ( ص ) ماليد اسماء بنت عميس بود . مى گويم : به راستى تناقض اين روايات موجب شگفتى است ، در يكى از آنها آمده است كه عباس در آن كار شركت نداشته و به همين سبب پيامبر ( ص ) او را از اينكه به خود لدود بمالد معاف فرموده است و هر كس كه حضور داشته لدود به خود ماليده است ، در روايت ديگر آمده است كه عباس هم حضور داشته است . و در همين روايتى كه متضمن حضور عباس است سخنان مختلف نقل شده است آن چنان كه عباس مى گويد : من به پيامبر ( ص ) لدود نماليدم و پس از آن مى گويد : پيامبر ( ص ) چون به خود آمد پرسيد چه كسى اين كار را با من انجام داده است