پرش به محتوای اصلی

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحه 252

پدیدآورندگان:

ص۲۵۲
ينقطع بموت غيرك . . . » ( اى رسول خدا ، پدر و مادرم فداى تو باد بدرستى كه با مرگ تو چيزى بريده و منقطع شد كه به مرگ غير تو منقطع نشد . . .

برخى از اخبار و سيره پيامبر ( ص ) به هنگام مرگ آن حضرت

در مورد رحلت رسول خدا كه درود خداوند بر او و خاندانش باد ، و آنچه كه سيره نويسان در آن باره نوشته‌اند در مباحث پيشين مطالبى آورديم و اينك بخشى ديگر از آن را به روايت محمد بن جرير طبرى ، در تاريخ خود ، مى آوريم . ابو جعفر طبرى مى گويد : ابو مويهبة برده آزاد كرده رسول خدا ( ص ) روايت كرده و گفته است : نيمه شبى پيامبر ( ص ) به من پيام دادند و چون به حضورش رسيدم فرمود : « اى ابا مويهبة ، به من فرمان رسيده است براى اهل بقيع آمرزشخواهى كنم ، همراه من بيا . » من همراه ايشان رفتم ، همين كه ميان گورها رسيد ايستاد و چنين فرمود : « اى ساكنان گورها ، سلام بر شما باد آنچه شما در آن هستيد بر شما گواراتر است از آنچه كه مردم در آن قرار دارند كه فتنه‌ها همچون پاره‌هاى شب سياه پياپى فرا مى رسد و فتنه‌اى از فتنهء پيشين بدتر است . » سپس به من نگريست و روى به من كرد و فرمود « اى ابا مويهبة ، كليدهاى گنجينه‌هاى اين جهان و جاودانگى در آن و سپس بهشت را به من ارزانى داشتند و ميان گزينش آن و بهشت مختار شدم و من بهشت را برگزيدم » گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد كليدهاى گنجينه‌هاى اين جهانى و جاودانگى در آن و سپس بهشت را انتخاب فرماى . فرمود « اى ابا مويهبة ، نه كه من ديدار خداى خود را برگزيدم » و آن گاه براى آرميدگان در بقيع آمرزشخواهى فرمود و برگشت و بيمارى او كه خداوندش در آن بيمارى او را به سوى خود فرا گرفت ، آغاز شد .