بالكفاية للمتوكلين عليك » ( بار خدايا ، تو انس گيرندهترين انس گيرندگان نسبت به دوستان خودى و حاضرترين ايشان به كفايت كردن امور متوكلان بر خود هستى ) شروع مىشود .
[ ابن ابى الحديد پس از توضيح لغات و اصطلاحات و ارائه شواهد از قرآن مجيد و شعر عرب در مورد اين جمله از اين دعا كه فرموده است « بار خدايا مرا بر عفو خود بردار و عرضه فرماى و نه بر عدل خود » به نكتهيى تاريخى اشاره مىكند كه چنين است . ] پس از كشته شدن مروان بن محمد زنى مروانى به يكى از زنان هاشمى گفت : چه خوب است عدل شما ما را فرو گيرد - ما اين داستان را در مباحث پيشين آوردهايم - آن زن هاشمى پاسخ داد : در آن صورت نبايد هيچيك از شما را زنده باقى بداريم كه شما با على عليه السلام جنگ كرديد و حسن عليه السلام را زهر خورانديد و حسين عليه السلام و زيد و پسرش را كشتيد و على بن عبد الله را زديد و ابراهيم امام را در جوال آهك خفه كرديد .
آن زن مروانى گفت : در اين صورت عفو شما ما را فرو گيرد . گفت : اين سخنى درست است . جزء يازدهم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد تمام شد .
جزء دوازدهم آن از پى خواهد آمد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٨٤