تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
نقل كرده است كه « خاندان ابو طالب اولياى من نيستند دوست و ولى من خداوند و مومنان صالح هستند » . همچون اخبار فراوانى كه به روزگار معاويه به قصد تقرب به او در فضائل عثمان جعل كردند . ما منكر فضل و سابقه عثمان نيستيم ولى ميدانيم پاره‌يى از اخبار كه درباره او نقل شد جعلى و دروغ است مثل خبر عمرو بن مره درباره او كه خبرى مجعول و مشهور است . عمرو بن مره از كسانى است كه اندكى افتخار مصاحبت داشته و اهل شام بوده است .

ذكر برخى از آزار و شكنجه كه بر اهل بيت رسيده است .

اينكه ما گفتيم ، پاره‌يى از اخبارى كه در مورد شخص فاضلى نقل شده ممكن است جعلى و ساخته و پرداخته باشد ، هيچ گونه صدمه‌اى به فضيلت آن شخص نمى زند زيرا ما با آنكه معتقديم على افضل مردمان است معتقديم برخى از اخبارى كه در فضائل او وارد شده ساخته و پرداخته شده است . روايت شده است كه ابو جعفر محمد بن على باقر عليه السلام به يكى از ياران خود فرموده است : اى فلان ، چه ستمى از قريش و اتحاد ايشان بر ضد ما ، بر ما رفته است و شيعيان و دوستداران ما از مردم چه كشيده‌اند همانا رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود در حالى كه خبر داده بود كه ما سزاوارترين مردم براى حكومت بر آنان هستيم ، ولى قريش چنان بر ضد ما دسته‌بندى كردند تا آنكه حكومت را از معدن آن بيرون كشيدند و با آنكه به بهانه حفظ حق ما و حجت ما با انصار دليل و برهان آوردند ولى قريشيان يكى پس از ديگرى حكومت را بدست گرفتند تا سرانجام حكومت به ما برگشت . بيعت با ما گسسته و جنگ براى ما برپا شد و صاحب اصلى حكومت همواره راههاى دشوارى پيمود و بر گردنه‌هاى سخت بر آمد تا كشته شد . آن گاه با پسرش حسن ( ع ) بيعت شد و با او پيمان استوار بستند و سپس نسبت به او مكر و خدعه شد و ناچار تسليم گرديد . عراقيان بر او شورش كردند تا آنجا كه به تهيگاهش خنجر زدند و لشكرگاهش تاراج شد و خلخال هاى كنيزكانش را در - ربودند . او با معاويه صلح كرد و بدان گونه خون خويش و اهل بيت خود را كه به