به روزگار پيامبر انجام ميدادند و بر آنان اعتراض ميشد بازداشت . برخى از منافقان هم درست اعتقاد و پاك نيت شدند و اين به سبب آن بود كه فتوحات را ديدند و دنيا ، نعمتها و اموال گران و گنجينههاى گرانقيمت بر ايشان ارزانى داشت و گفتند اگر اين دين حق نمى بود ما به آنچه كه رسيديم نمى رسيديم و خلاصه آنكه چون آنان كارهاى خود را رها كردند مردم هم آنان را به حال خويش گذاردند و چون در مورد آنان سكوت شد ايشان هم سكوت كردند و ديگر دربارهء مسلمانان و اسلام سخنى نگفتند مگر در مورد دسيسههاى پوشيده مانند جعل حديث و دروغ بستن كه امير المومنين عليه السلام در اين خطبه به آن اشاره فرموده است و از سوى مردمى كه داراى عقيده صحيح نبودند و ميخواستند گمراهى پديد آورند و عقايد و دلها را بر هم بريزند دروغهاى بسيارى با احاديث آميخته شد . پارهيى از ايشان قصدشان از جعل و ساختن احاديث دروغ بلند آوازه كردن افرادى بود كه براى ايشان غرض و سود دنيايى داشت .
گفته شده است كه بويژه در روزگار معاويه احاديث بسيارى از اين دست جعل شده است .
البته كه محدثان بزرگ و كسانى كه در علم حديث راسخ بودند در اين مورد سكوت نكردهاند بلكه بسيارى از اين احاديث جعلى را روشن كردهاند و مشخص ساختهاند كه مجعول است و راويان آنها مورد اعتماد نيستند . اما محدثان فقط در مورد راويانى كه از اصحاب نبودهاند گفتهاند و اين گستاخى را نداشتهاند كه بر هيچيك از صحابه خرده بگيرند زيرا در پناه نام « صحابى » قرار داشتهاند هر چند گاهى بر كسانى هم كه اندكى افتخار مصاحبت پيامبر را داشتهاند خرده گرفتهاند نظير بسر بن ارطاة و نظاير او .
اگر بگويى : منظور از پيشوايان گمراه كه منافقان خود را به آنان نزديك مى - ساختند و منافقانى كه پيامبر ( ص ) را ديدهاند و با زور و بهتان در خدمت پيامبر روزگار گذراندند كيستند آيا اين موضوع تصريح به آنچه اماميه معتقدند و ميگويند نيست ميگويم : اين مسئله آن چنان كه تو گمان كردهاى و ايشان پنداشتهاند نيست ، بلكه منظور معاويه و عمرو بن العاص هستند و كسانى كه در گمراهى از آن دو پيروى كردند . همچون خبرى كه گروهى در مورد معاويه روايت كردهاند كه پيامبر ( ص ) درباره او فرموده است « بار خدايا ، او را از عذاب و حساب مصون دار و كتاب [ قرآن ] را به او بياموز » يا رواياتى كه عمرو بن عاص براى جا دادن خود در دل معاويه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٤٠