تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
طلحه و زبير او را سرزنش كرده بودند كه رايزنى با آن دو و يارى گرفتن از ايشان را رها كرده است . اين خطبه با عبارت « لقد نقمتما يسيرا و ارجأتما كثيرا » ( بدرستى كه چيز اندكى را ناخوشايند داشتيد و بسيارى از حق مرا رها كرديد ) شروع مىشود . على عليه السلام سوگند خورده است كه او را نياز و رغبتى به خلافت نبوده است و بدرستى كه راست گفته است و مورخان و تمام سيره‌نويسان همين گونه نوشته‌اند . طبرى در تاريخ خود و ديگران هم در آثار خويش آورده‌اند كه مردم اطراف او را گرفتند و با اصرار از او مى خواستند اجازه دهد بيعت كنند و او خوددارى مى كرد و مى فرمود « رهايم كنيد و در جستجوى كسى جز من باشيد ، كه در آينده با كارى روياروى مى شويم كه چند رنگ و چند چهره دارد عقلها بر آن پايدار و دلها براى آن شكيبا و مقاوم نخواهد بود » گفتند : به خدايت سوگند مى - دهيم ، مگر فتنه را نمى بينى مگر نمى بينى كه در اسلام چه پديد آمده است ، مگر از خدا نمى ترسى فرمود « اينك به سبب آنچه از شما ديدم خواسته شما را مى پذيرم و بدانيد كه اگر خواستهء شما را پذيرفتم در مورد شما آنچه را مى دانم انجام مى دهم و حال آنكه اگر رهايم كنيد من همچون يكى از شمايم بلكه از همه نسبت به كسى كه حكومت خود را به او واگذاريد سخن شنواتر و مطيع ترم » ، گفتند : ما از تو جدا نمى شويم تا با تو بيعت كنيم . فرمود : « اگر از اين كار گزيرى نيست بايد در مسجد صورت گيرد كه بيعت من پوشيده نخواهد بود و نبايد جز با رضايت مسلمانان و در حضور جمع صورت گيرد » . پس برخاست و در حالى كه مردم بر گرد او بودند وارد مسجد شد و مسلمانان از هر سوى پيش او دويدند و گرد آمدند و بيعت كردند و طلحه و زبير هم ميان ايشان بودند . مى گويم : اين گفتار على عليه السلام كه فرموده است « بيعت من پوشيده نخواهد بود و فقط در مسجد و حضور عموم مردم بايد صورت بگيرد » شبيه گفتار او پس از رحلت پيامبر ( ص ) به عباس است كه چون عباس به او گفت : دست براى بيعت فراز آر . فرمود « دوست مى دارم كه اين بيعت آشكارا صورت گيرد و خوش