آن هنگام تركيده و با آن جان مقدس پيامبر از تن بيرون آمده است . گروهى ديگر بر اين عقيدهاند كه بيمارى آن حضرت تب و سرسام گرم بوده ولى چون رسول خدا مدهوش بوده است اهل خانه پنداشتهاند كه ذات الجنب است و در همان حال بر لبهاى آن حضرت لدود ماليدهاند و اعراب كسانى را كه گرفتار ذات الجنب مى - شدند با لدود معالجه مى كردند و چون پيامبر ( ص ) به هوش آمد و دانست بر او لدود ماليدهاند فرمود « خداوند آن بيمارى را بر من چيره نمى دارد . اينك هر كه را در خانه است لدود بماليد » و آنان شروع به لدود ماليدن به يكديگر كردند .
كسانى كه معتقدند بيمارى پيامبر ( ص ) ذات الجنب بوده است به اين موضوع استناد مى كنند كه روايت شده است پيامبر ترجيح مى دادهاند تكيه داده باشند و امكان دراز كشيدن روى پشت و دندهها فراهم نبوده است . در اين مورد سلمان فارسى روايت مىكند و مى گويد : بامداد يك روز پيش از آنكه پيامبر ( ص ) رحلت فرمايند به حضورشان رسيدم . پيامبر به من فرمود : اى سلمان آيا نمى پرسى كه ديشب را از درد و بيخوابى من و على چگونه گذرانيديم . گفتم : اى رسول خدا ، اجازه مى فرماييد امشب را من به جاى على با شما بيدار بمانم فرمود : نه ، او براى آن كار سزاوارتر است .
گروهى ديگر پنداشتهاند بيمارى مرگ رسول خدا ( ص ) در اثر خوردن همان لقمه زهرآلود بوده است و در اين مورد به اين گفتار آن حضرت استناد مى كنند كه فرموده است « همان لقمه خيبر همواره با من همراه بود تا اينك كه رگ دلم را پاره كرد » .
كسانى كه معتقد نيستند كه بيمارى پيامبر ( ص ) ذات الجنب بوده است سخن على عليه السلام را چنين تأويل مى كنند كه مقصود آخرين نفسهايى است كه ميت مى كشد و ديگر نمى تواند هوا را وارد ريه خود كند و براى هيچ ميتى از آخرين بازدم كه آخرين حركات اوست گريزى نيست . گروهى هم مى گويند منظور از لفظ ، نفس روح است و عرب فرقى ميان نفس و روح قائل نيست .
بدان كه در اين مورد اخبار مختلف است . گروهى بسيار از محدثان از قول عايشه روايت مى كنند كه گفته است : پيامبر ( ص ) در حالى كه ميان سينه و گلوى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١١٠