تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 88
يتقدم العلم حتى فرغ فلا اعادة ، و تطهر الشمس ما تجففه من البول و غيره على الارض و الابنية و الحصر و البواري . و الارض باطن الخف و اسفل القدم و لو نجس الاناء وجب غسله و با همان جامهء نجس نماز خواند و بعد متذكر شد در اين صورت چنانچه هنوز وقت باقى است به يادش آمد اعاده مىكند و اگر وقت سپرى شده قضا ندارد . 12 - اگر قبل از نماز علم به نجاست جامه نداشت و در اثناء متوجه شد بايد اعاده كند ولى اگر پس از فراغت از نماز متوجه شد اعاده لازم نيست . و امّا مطهرات : جناب علامه به دو مورد از مطهرات اشارت فرموده ولى ما بعد از ذكر اين دو مورد ساير مطهرات را نيز فهرستوار خواهيم آورد : 1 - آفتاب : خورشيد پاككننده است هر آن چيزى را كه بر آن بتابد و با تابش شمس خشك شود خواه زمين باشد و يا بنا و ساختمان و ديوار باشد و يا حصير باشد و يا بوريا [ ظاهراً حصير آنست كه از برگ درخت خرما درست مىشود و بوريا آنست كه از نىها درست مىكنند ] . 2 - زمين : زمين هم پاككننده است باطن كفش را [ البته منظور داخل كفش نيست بلكه منظور زير كفش است كه بر زمين گذاشته مىشود ] و نيز پاككننده است باطن پاها را [ مشروط بر اينكه با راه رفتن يا كشيدن پا يا كفش بر زمين عين نجاست زائل گردد ] . 3 - آب : آب پاككنندهء جميع نجاساتى است كه قابل تطهير باشند پس اشيائى را كه نجس العين باشند مثل سگ و خوك و . . . پاككننده نيست چون قابليت تطهير ندارند . 4 - خاك پاك هم پاككننده است البته در خصوص ولوغ سگ و خوك آن هم