تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 339
كالحاج و المحصور و هو الممنوع بالمرض فيبعث هديه ان لم يكن قد ساق و الّا اقتصر على هدى السياق فاذا بلغ محله و هو منى ان كان حاجّاً و مكة ان كان معتمراً قصّر و أحلّ الّا من النساء حتى يحجّ فى القابل ان كان واجباً او يطاف طواف النساء عنه ان كان ندبا و لو زال الحصر التحق فان ادرك احد الموقفين صحّ حجه و الّا فلا . او اجازهء ادامه اعمال نداد همانند كسى مىماند كه براى مناسك حج محرم و مصدود شده و تمام وظائف او براى اين ثابت است . احكام محصور : آنكه به علت بيمارى ممنوع شده بايد هدى خود را اگر اشعار كرده و همراه آورده بفرستد و اگر نياورده حيوانى خريده و با امينى بفرستد و چون قربانى به محلّ قربانگاه [ اگر حج است به منى و اگر عمره است به مكّه ] رسيد حاجى محصور در محلّ خود موى يا ناخن كوتاه كند و از احرام بيرون آيد و همه چيز بر او حلال مىگردد مگر زنان پس اگر حج واجب بود بايد صبر كند تا سال ديگر به حج رود و طواف نساء بجا آورد تا زن بر او حلال گردد و اگر حج مستحبى بوده مجبور نيست سال ديگر حج رود بلكه مىتواند در طواف نساء نائب بگيرد . مسأله : هرگاه بيمارى او بهبودى يابد و وقوف در عرفات يا مشعر را ادراك كند حج او صحيح است و گرنه بايد سال بعد اعاده كند چنانچه در بالا اشاره شد . ( پايان كتاب الحج )