و مع العجز يفض ثمن البدنة على البر و يطعم ستين مسكينا لكل مسكين مدان و ما زاد عن ستين له و لا يجب عليه ما نقص عنه و لو عجز صام عن كل مدين يوماً فان عجز صام ثمانية عشر يوماً و في بقرة الوحش و حماره بقرة فان لم يجد فضّ ثمنها على البر و يطعم ثلثين مسكيناً لكل واحد مدان و لا يجب عليه التتميم و الفاضل له و ان عجز صام عن كل مد يوماً فان عجز صام
شرح
خواهد آمد ] در مرحلهء دوّم اگر از دادن يك شتر عاجز است [ در اثر نبودن آن ] به اندازهء قيمت آن بايد گندم خريدارى كند و شصت مسكين را اطعام نمايد و بايد به هر مسكينى دو مدّ طعام بپردازد [ 120 مد طعام ] آنگاه اگر قيمت شتر معادل شد با يكصد و بيست مد طعام كه باقيمانده ندارد و اگر اضافه شد مبلغ زائد مال خود مالك خواهد بود و اگر كمتر شد يعنى با پول يك شتر مثلًا صد مدّ طعام خريدارى كرد كه به هر فقيرى دو مدّ نمىرسد بازهم همان مقدار كافى است و ملزم نمىشود كه پول بيشترى داده و براى هر فقيرى از شصت نفر دو مد طعام خريدارى كند .
در مرحلهء سوّم اگر اين هم مقدور نبود عوض هر دو مدّ طعام يك روز بايد روزه بگيرد يعنى در مجموع شصت روز روزه بگيرد .
در مرحلهء چهارم اگر آن هم مقدورش نبود بايد هيجده روز روزه بگيرد و اگر كمتر بود كمتر كفاره گاو وحشى و خر وحشى يا گورخر :
در مرحلهء اوّل بايد يك گاو فديه [ كفاره ] بپردازد به مستحقين كفاره .
و در مرحلهء دوّم اگر گاوى نيابد بهاى آن را گندم خريدارى كند و سى نفر فقير را اطعام كند كه به هر كدام دو مد طعام بپردازد باز اگر بهاى گاو معادل و مساوى با شصت مدّ گندم شد كه هيچ و اگر زيادتر از آن شد زياده از آن مالك خواهد بود و اگر كمتر شد تتميم و تكميل واجب نيست .
و در مرحلهء سوّم اگر ندارد كه قيمت گاو را بپردازد عوض از هر دو مدّ طعام يك روز روزه بدارد يعنى سى روز روزه بگيرد و در مرحلهء چهارم اگر نتواند نه روز