كمياه الانهار و لا ينجس بما يقع فيه من النجاسة ما لم يتغير لونه او طعمه
شرح
باشند همانند قناتها و چشمهها ، و يا نابع نباشند ، فى المثل صد من آب داخل حوض يا استخرى بوده بعداً راه خروجى آن را باز كردهاند و اين آبى كه كمتر از كر مىباشد ، بر روى زمين جارى شده ولى در اصل از اقسام آبهاى راكد است كه قسيم آب جارى است زيرا استعداد و قابليت جريان در آن نيست و پشتوانهاى ندارد بلكه پس از مدتى متوقف گرديده و تمام مىشود .
و امّا در اصطلاح فقهاء تعريفهاى مختلفى دارد كه جامعتر از همه تعريف مرحوم سيّد در عروة الوثقى است كه فرموده : « الماء الجارى هو النابع السائل على وجه الارض فوقها او تحتها » .
يعنى آب جارى آبى را گويند كه از زمين مىجوشد و بر پهنه زمين جريان دارد ، چه در فوق ارض همانند چشمهها و نهرها و جويها و چه در دل زمين همانند قناتها در اين تعريف سه قيد وجود دارد :
1 - قيد نابع بودن براى اخراج آبهاى جارى بدون نبع است كه از اقسام آب راكد بوده و حكم آن را دارد كه خواهد آمد .
2 - قيد سائل بودن براى اخراج آبهائى است كه : در دل چاه مىجوشد و يك جا ساكن است و يا چشمههاى كوچكى كه بر روى زمين هستند و نابعند ولى سائل نيستند .
3 - قيد فوقها او تحتها براى اينست كه : آب جارى دو دسته آب را شامل است : يكى آبهاى چشمهها كه معمولًا روى زمين هستند و يا از دل كوه مىجوشند و بر روى زمين جريان دارند و ديگرى آب قناتها كه معمولًا در دل زمين مىجوشند و در زير زمين جريان دارند . و گاهى تا فرسنگها اين جريان امتداد دارد تا به مزارع مىرسانند .