تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 10
الباب الاوّل في المياه الماء على ضربين : مطلق و مضاف فالمطلق ما يستحق اطلاق اسم الماء عليه و لا يمكن سلبه عنه و المضاف بخلافه باب اوّل - احكام آبها باب اوّل از ابواب پنجگانهء طهارت در رابطهء با احكام آبها از نظر اسلام است . كلمهء آب از جمله كلماتى است كه داراى مفهوم بديهى است و هر انسانى در ذهن خود از اين كلمه يك تصور روشنى دارد و مفاهيم بديهيه نيازمند تعريف نبوده بلكه اصولًا قابل تعريف نيستند و لذا مىپردازيم به بيان تقسيمات : آب ، يعنى همان مايع مشخص خارجى كه جسمى است سيّال و طبيعتا بارد و سرد مىباشد در يك تقسيم آب به دو قسم منقسم مىشود : 1 - آب مطلق . 2 - آب مضاف . آب مطلق عبارتست از آبى كه حقيقتاً اسم آب بر او اطلاق مىگردد ، بدون اينكه پسوندى و قيدى و مضاف اليهى داشته باشد فى المثل مىگوئيم : آب چشمه آب است ، آب باران آب است و . . . و سلب لفظ آب از اين آبها محال است . دانشمندان اصول مىگويند تبادر يك معنى از يك لفظ و عدم صحت سلب اين لفظ از آن معنا دو نشانه از نشانههاى حقيقت بودن لفظ در آن معنا هستند ، پس كلمهء ماء حقيقتا بر آب مطلق اطلاق مىگردد . آب مضاف عبارتست از مايعاتى كه كلمهء آب بدون قيد و شرط و بقول مطلق بر آنها اطلاق نمىشود ، بلكه هميشه نياز به پسوند و مضاف اليه دارد . فى المثل مىگوئيم ، آب هندوانه - آب انار - گلاب و . . . و صحيح است كه ما لفظ آب را از آن سلب نموده و بگوئيم : آب انار آب نيست بلكه آب انار است و . . .