تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

[ بيت 81 ]

81
و لا التمست غنى الدّارين من يده * الّا استلمت النّدى من خير مستلم
و التماس نكردم توانگرى هر دو سراى را از دست او ، مگر آنكه استلام كردم و يافتم عطا را از بهترين موضع تقبيل و بوسه . يعنى : تكليف نكرد مرا دهر ظلم‌كننده چيزى از ظلم را ، و حال آنكه من طلب امان از حضرت رسالت كرده باشم ، مگر آنكه يافته باشم من جوارى و امنى از آن حضرت ، كه صاحب آن جوار و امن ظلم كرده نميشود . يعنى در هر حادثه‌اى از حوادث دهر كه پناه بدان حضرت بردم از آن حادثه امان يافتم . و التماس نكردم من توانگرى دنيا و آخرت را از دست مبارك آن حضرت ، مگر آنكه يافتم و گرفتم عطايى كه مقصود من بود ، از بهترين موضع تقبيلى ، يعنى بهترين دستى . و چون حضرت محمّدى درياى كرم وجود است مقاصد دنيا و آخرت از خزانهء الطاف آن حضرت حاصل مىشود ، دست نياز خويش بر مايدهء شفاعت آن حضرت دراز كن و هر حاجتى كه دارى ازو بخواه كه قبلهء حاجات و مقصد مقاصد اولين و آخرين است ، و ببركت و شرف او حاصل شود مقصود تو ان شاء اللّه تعالى .

[ بيت 82 ]

82
لا تنكر الوحي من رؤياه انّ له * قلبا اذا نامت العينان لم ينم