كه هيچ گمان نمىبردند كه مدّتها پيش ازين كسى داخل غار شده باشد . و امثال اين معجزات و اشباه اين غرايب از آن حضرت هيچ غريب و بعيد نيست .
[ بيت 78 ]
78
ظنّوا الحمام و ظنّوا العنكبوت على * خير البريّة لم تنسج و لم تحم
كافران گمان بردند كه كبوتر و عنكبوت بر بهترين مردم نتنيد و فرو نگرفت .
يعنى : گمان بردند كافران كه كبوتر و عنكبوت بر بهترين آدميان در زمان و در ساعت نسج نكرده و گرد نگرفته ، زيرا كه اين بمرور ايّام ميسّر مىشود . پس كفار ازين جهت بفكر نيفتادند كه آن حضرت با أبو بكر اندرون غارند . و در آن وقت ابو بكر از كفّار در خوف بود ، حضرت رسالت او را بگوشهء غار برد و گفت : نظر كن ! چون نظر كرد ديد كه در اندرون غار درى گشاده و از عقب آن دريائى است بغايت عظيم ، و كشتىيى بر لب دريا آماده نهاده ، پيغمبر فرمود : اگر كفار به غار درآيند ما به كشتى نشينيم و از دريا بگذريم و از يشان نجات يابيم ، غم مخور و اندوهگين مباش ! و آيهء
« إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »
« 38 » اشاره به اين قصّه است .
هامش
( 38 ) . از آيهء 40 سورهء توبه .