تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بسيار نيكو و درست گردانيد دردمند را بسودن كف دست او ، و بسيار رها كرد گرفتار عاصى را از بند گناه . يعنى : بسيار نيكو گردانيده است مريض را كف دست مبارك او به بسودن « 1 » ، و بسيار اطلاق كرده است و خلاص گردانيده عاصى گرفتار بند معصيت را كه محتاج هدايت است از قيد گناه و معصيت . هرآينه چون حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه - رحمة للعالمين است ، بيماران صورت و معنى از داروخانهء رحمت عام او شفا يافته‌اند و خواهند يافت ، و دلهاى بيماران معصيت و تقصير اميد شفاعت از دارالشفاى عنايت او دارند . شعر :
دل ز داروخانهء درد اين دوا دارد اميد * شربتى خاصى از آن دار الشفاء دارد اميد

[ بيت 86 ]

86
و أحيت السّنة الشّهباء دعوته * حتّى حكت غرّة في الأعصر الدّهم
و زنده گردانيد سال قحط و تنگى را - كه زمين در و از بىگياهى سفيد بود - دعاى آن حضرت ، تا بغايتى كه آن سال سفيد مشابهت پيدا كرد به سفيدى پيشانى اسب در ميان زمانهايى كه باسبان سياه ماننده بود . يعنى : آن حضرت در سال قحط - كه عرب آن سال را سال سفيد ميگويد بواسطهء آنكه زمين درو سفيد مىشود ، از آنكه درو گياهى
هامش
( 1 ) بسودن بمعنى دست نهادن و دست ماليدن است .
شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 85 | مؤلف مجهول