عظيم و حشمى بزرگ است . يك ذات بود امّا بر مثال پادشاهى با لشكر بسيار در نظر مىآمد .
و گويى درّى است پنهان در صدف . يعنى درهاى سفيد تازهء سيراب است كه از كان نطق و تبسّم او ظاهر مىشود . يعنى دندانهاى شريف آن حضرت در هنگام سخن گفتن و تبسّم فرمودن مانند درهاى سفيد سيراب لطيف و تازه از دهن مبارك او ظاهر مىشود .
شعر :
تراست پى سخن اندر دهان نهان گوهر * نشان گوهر پاك تو در سخن پيداست
[ بيت 58 ]
58
لا طيب يعدل تربا ضمّ أعظمه * طوبى لمنتشق منه و ملتثم
نيست هيچ بوى خوشى كه برابر شود با خاكى كه فرو گرفته است استخوانهاى او را ، خوشا و خنكا مر بوينده را از آن و بوسه كنندهء آن .
يعنى : هيچ نكهتى و بوى خوشى نيست كه برابر بوى آن خاك باشد كه متّصل به بدن مبارك اوست . خوشا آن كس كه بوينده است از نكهت آن مشكبوى ، و بوسه دهنده است تربت مبارك آن حضرت را .