عذاب و بدى در حق ايشان . يعنى ناز و نعيم ايشان در آن روز متغيّر شد . پس دريافتند كه ايشان بشدايد و بليّات گرفتار خواهند شد ، و ديگر ايشان را در دين خود زمان و مجال و فراغ بال نخواهد بود .
دوم - آنكه ايوان كسرى شكسته و متفرق شد ، همچون تفريق و پريشانى اصحاب كسرى ، در حالتى كه پريشانى ايشان هرگز التيامپذير نيست . يعنى چون حضرت رسالت ظهور يافت ، اصحاب كسرى كه كافر و بتپرست بودند همه متفرق گشتند و ايوان كسرى ويران شد و متلاشى گشت ، و اين اول معجزه است از معجزات آن حضرت .
[ بيت 62 ]
62
و النّار خامدة الأنفاس من أسف * عليه و النّهر ساهي العين من سدم
و آتش آتشكدهء فارس فرو نشست از اندوه بر او ، و نهر آن خشك شد از تشنگى .
[ بيت 63 ]
63
و ساء ساوة أن غاضت بحيرتها * و ردّ واردها بالغيظ حين ظمي
و بد آمد ساوه را آنكه فرو رفت درياچهء او ، و بازگردانيده شد طلب كنندهء آن بخشم و اندوه در هنگامى كه تشنه بود .
سيم - آنكه آتش مجوس كه از قديم باز برافروخته بود بيك