رسول اللّه . يعنى من هيچ حرير و ابريشم مس نكردم كه آن نرمتر بوده باشد از كف مبارك حضرت رسالت ، و هيچ بوى خوش نبوييدم نه مشك و نه عبير كه خوشبوىتر بوده باشد از بوى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم . و رزقنا رائحة شفاعته يوم الحساب .
[ بيت 60 ]
60
يوم تفرّس فيه الفرس أنّهم * قد أنذروا بحلول البوس و النّقم
روزى كه دريافتند فارسيان كه ايشان بيم داده شدهاند بفرود آمدن بلا و عقوبت .
[ بيت 61 ]
61
و بات إيوان كسرى و هو منصدع * كشمل أصحاب كسرى غير ملتئم
و طاق ايوان كسرى شب ولادت حضرت رسالت شكافته شد ، همچون اجتماع لشكر كسرى و اهل دولت او كه هرگز ديگر جمع نشدند و انضمام و التيام نيافتند .
درين ابيات اشارت است بحالى چند از احوال حضرت رسالت عليه السّلام ، و علامات ظهور و خروج او :
اول - آنكه در آن روز كه حضرت پيغمبر عليه السّلام بوجود آمد ، امراى فارس و بزرگان ايشان كه كافر بودند و بتپرست تفرّس كردند و دريافتند كه ايشان بيم كرده شدهاند بفرود آمدن شدّت و