تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
كيفيت جلال او چيست ، هيچ كس را ادراك آن ميسّر نيست . شعر :
اگر هر موى من گردد زبانى * شود هر يك و را اوصاف خوانى
هنوز از بىزبانى خفته باشم * ز صد وصفش يكى ناگفته باشم

[ بيت 52 ]

52
و كلّ آي أتى الرّسل الكرام بها * فانّما اتّصلت من نوره بهم
و هر آيتى و معجزه‌اى كه آمدند پيغمبران بزرگ بدان ، پس آن از نور محمّدى بايشان رسيده بود . « 32 »

[ بيت 53 ]

53
فانّه شمس فضل هم كواكبها * يظهرن أنوارها للنّاس في الظّلم
پس بدرستى كه او آفتاب فضل است و پيغمبران ستارگان آنند ، كه ظاهر ميسازند انوار خود را بر مردمان در تاريكيها . يعنى : هر آيه و علامت كه پيغمبران و رسل كرام آورده‌اند ، و هر معجزه كه ايشان ظاهر كرده‌اند ، بدرستى كه آن همه از نور آن حضرت بديشان رسيده است ، و جميع انبياء و رسل خوشه چين كمال
هامش
( 32 ) . ش : « متصل نبود بدان مگر از نور او بديشان » .