تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧
به مدينه برده بودند و سيّد ، عليه السّلام ، او را در خانهء خود بازداشته بود ، و عمر ، رضى اللّه عنه ، بخصمى وى بيرون آمده بود و گفته بود كه : اى محمّد ، بگذار تا من زبان سهيل بن عمرو ببرّم تا ديگر بار در هيچ محفل بد تو نگويد . و در جاهليّت سهيل بن عمرو سخنهاى بد در حقّ سيّد ، عليه السّلام ، بسيار گفته بود . چون عمر چنين سخن بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، گفت : إنّه عسى أن يقوم مقاما لا تذمّه . گفت : اى عمر ، سهيل بن عمرو نشايد كشتن و زبان وى نشايد بريدن ، از بهر آنكه روزى بيايد كه وى در مكّه محفل سازد و در تقويت كار إسلام سخن گويد و ستايش ما كند ، چنان كه تو او را بپسندى . پس همچنانكه پيغمبر ، عليه السّلام ، خبر باز داده بود ، سهيل بن عمرو * به كار باز آمد و كار إسلام را چنين تقويتى بداد كه حكايت از پيش كرده آمد [ 1 ] . و چون سيّد ، عليه السّلام ، وفات يافت ، حسّان بن ثابت در وفات سيّد ، عليه السّلام ، چند مرثيت بگفت و از جملهء مرثيت يكى اينست : مرثيت پيغمبر عليه السّلام كه حسّان بن ثابت گفته است
بطيبة رسم للرّسول و معهد * منير ، و قد تعفو الرّسوم و تهمد [ 2 ] و لا تمتحى الآيات من دار حرمة * بها منبر الهادى الّذى كان يصعد و واضح آثار ، و باقى معالم * و ربع له فيه [ 3 ] مصلّى و مسجد
هامش
[ ( 1 - ) ] ص 591 همين نسخهء چاپى . [ ( 2 - ) ] در اصل : منير و يعفو الرسوم و يمهد . [ ( 3 - ) ] در اصل : فيها .