واى درد سر [ 1 ] .
سيّد ، عليه السّلام ، گفت : يا عايشه ، مرا نيز درد سر مىكند [ 2 ] .
و بعد از ان از سر طيبت و مزاح گفت : يا عايشه ، ترا چه زيان داشتى اگر پيش [ از ] من به مردى و من ترا دفن كردمى و نماز بر تو بكردمى ؟ من گفتم : يا رسول اللّه ، كاشكى كه چنين بودى ، ليكن من يقين مىدانم كه چون من مرده باشم و تو از سر گور من باز گرديده باشى ، هم در روز ديگر عروسى [ 3 ] باز جاى من نشانى .
پس چون من چنين بگفتم ، سيّد ، عليه السّلام ، تبسّمى بكرد ، و هم در حال تب و رنجورى بر وى پيدا شد و چند روز وى را تب مىگرفت . و بنوبت ، چنان كه قاعده بود ، بحجرهء [ 4 ] زنان مىگرديد و مىخفت . بعد از ان رنجورى بر وى سخت شد ، دستورى خواست از زنان كه در خانهء من [ 5 ] باشد و من او را تعهّد مىكنم ، و زنان او را دستورى دادند و سيّد ، عليه السّلام ، در خانهء من وفات يافت ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
حكايت زنان پيغمبر عليه السّلام
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، مىگويد كه :
چون سيّد ، عليه السّلام ، از دنيا مفارقت كرد ، نه زن در خانهء وى بودند :
عايشه دختر ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، و حفصه دختر عمر ، رضى اللّه عنهما ، و أمّ حبيبه دختر أبو سفيان بن حرب ، و أمّ سلمه دختر أبو أميّة بن المغيره ، و سوده دختر زمعة بن قيس ، و زينب دختر جحش ابن رئاب ، و ميمونه دختر حارث بن حزن ، و صفيّه دختر حيىّ بن
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : واى دردسرى .
[ ( 2 - ) ] ايا : سردرد مىكند .
[ ( 3 - ) ] متن عربى ج 4 ص 292 : ببعض نسائك فأعرست فيه .
[ ( 4 - ) ] مج : هر روز در حجرهاى بود .
[ ( 5 - ) ] مج : حجرهء من . بر طبق متن عربى پيغمبر از حجرهء ميمونه بحجرهء عايشه رفته است .